آن مرد كه ساعت 11 شب در جمع معاونانش از افتخارات سال‌هاي خدمتش مي‌گويد يا او كه در نزديكي بامداد وارد فرودگاه مي‌شود و از سوي مسوولان استان مورد استقبال گرم قرار مي‌گيرد يا او كه قرار است فردا شب با بچه‌هاي فلان منطقه شهر افطاري بخورد از تبار همان كسي است كه كوچك‌ترين حركت و صحبتش دستمايه خبري بي‌ارزش مي‌شود كه در طول شبانه روز در قالب پيامكي نه چندان كوتاه به گوشي‌هاي تلفن همراه ما تحميل مي‌شود.
 

براي فرستنده پيام كه روابط عمومي ارگاني دولتي است، اهميت ندارد كه برنامه كاري مسوولان آن دستگاه براي گيرنده پيام مهم است يا نه، چون براي يك روابط عمومي همين كه در زمان ارائه گزارش عملكرد، رقمي بزرگ از پيام‌هاي ارسال شده در پرونده داشته باشد و مقابل رييس و مدير و وزير نشان دهد كه روابط عمومي فعال و به روزي است، كفايت مي‌كند.

بارها با صداي آمدن اين پيامك‌ها از خواب پريده‌ايم، بارها هول برمان داشته كه اين موقع شب، پيامك چه خبر شومي برايمان آورده، بارها از بي محتوا بودن اين پيام‌ها به تنگ آمده‌ايم و بارها به نشانه اعتراض، پيام رسيده را در اسرع وقت پاك كرده‌ايم، به اين اميد كه رشته اتصال ما با اين پيام‌هاي تحميلي هر‌چه زودتر گسسته شود.

حتي براي بريدن از اين پيوند ناخواسته با بعضي از روابط عمومي‌ها تماس گرفته‌ايم و قطع اين ارتباط را خواسته‌ايم، اما صداي اعتراض ما همچون دانه برفي كه به چشم برهم زدني آب مي‌شود از اين گوش روابط عمومي داخل شده و از آن گوش درآمده تا باز هم داستان ارسال پيامك‌هاي آزاردهنده از سرگرفته شود.


ارسال؛ بدون حساب و كتاب

مثل فروشنده‌اي كه اجناس فله‌اي مي‌فروشد بعضي از روابط عمومي‌ها نيز در ارسال پيامك‌هاي بظاهر خبري افراط مي‌كنند؛ گويي كه خبر از نگاه آنها كالايي است كه اگر فله‌اي ارائه شود بيشتر پسنديده مي‌شود.

بعضي از روابط عمومي‌هاي سازمان‌ها و نهادهاي دولتي در حالي كه براي ارسال اين پيامك‌ها هزينه زيادي نيز مي‌پردازند اما چون نه وقت‌شناسند و نه مخاطب‌شناس، به راهي مي‌روند كه آنها را از مسير اصلي منحرف مي‌كند.

رسالت اصلي يك روابط عمومي، شناساندن سازمان متبوعش به مخاطبان و ايجاد پلي ارتباطي ميان اين دو است اما اين روزها سامانه‌هاي پيامكي روابط عمومي‌ها كه بايد پايه‌هاي اين پل را محكم كند به تيشه‌اي شبيه شده است كه با افراط در ارسال خبرهاي بي‌اهميت، ريشه سازمان را مي‌زند و دافعه را جايگزين جاذبه مي‌كند.

                                                    تيغش همه را مي‌بُرد

بيشتر شهروندان طعم اين پيامك‌هاي ناخواسته را چشيده‌اند و ديده‌اند كه خلاصي از دست آنها بسادگي ميسر نيست، اما اين فقط شهروندان عادي نيستند كه در سيبل پيامك‌هاي تحميلي قرار مي‌گيرند چون فرهاد بشيري از نمايندگان مجلس هشتم شوراي اسلامي نيز در گفت‌وگو با جام‌جم ضمن اين كه مايل است مردم بدانند كه برخلاف باور عموم، نمايندگان مجلس در پر قو زندگي نمي‌كنند، از پيامك‌هايي مي‌گويد كه در روزهاي عادي نزديك به 200 بار و در مناسبت‌ها بيش از هزار دفعه برايش فرستاده مي‌شود و او نيز كه نماينده مردم در خانه ملت است، با اين وضع كنار آمده است.

جواد هروي نماينده ديگر مجلس شوراي اسلامي نيز چنين پيامك‌هايي به دستش مي‌رسد، اما چون بيشتر آنها گزيده خبرهاي مهم خبرگزاري‌هاست و در ضمن، تعدادشان آنقدر زياد نيست كه وادار به واكنشش كند در قبال پيامك‌هاي ارسالي موضعي منفي نمي‌گيرد.


                                               روابط عمومي‌هاي آماتور

افراط در هر كاري آزاردهنده است حتي اگر اين افراط در ارسال پيامك باشد و در بعضي‌ها توليد خشم كند و بعضي‌ها را به بي‌اعتنايي بكشاند.

به تعبير اميرعباس تقي‌پور، از اعضاي هيات مديره انجمن روابط عمومي‌هاي كشور، همين كه مخاطبان، صفت افراط را روي ارسال پيامك‌هاي يك سازمان بگذارند، معلوم است كه آن روابط عمومي در امر اطلاع‌رساني به بيراهه رفته است.

او به جام‌جم توضيح مي‌دهد كه وقتي يك روابط عمومي در ارسال پيام افراط كند و به خيال اين‌كه گامي موثر در اطلاع‌رساني برمي‌دارد متوسل به زياده‌روي شود، همين كار نتايجي معكوس به بار مي‌آورد كه با اهداف سازماني‌اش مغايرت دارد.

تقي‌پور مي‌گويد: روابط عمومي‌ها بايد هوشمندانه عمل كنند و در ارسال پيام‌ها به مهندسي خبر توجه كنند يعني يك پيام با بهترين محتوا را توليد كنند و زمان مناسب براي ارسال آن را در نظر بگيرند و بدانند هر پيام، مناسب حال كدام دسته از مخاطبان است.

به گفته او اين هوشمندي كه نشانه‌اي از حرفه‌اي‌گري است، در بيشتر روابط عمومي‌ها وجود ندارد به طوري كه آنها پيامي را كه براي مسئولان درون سازمان اهميت دارد و براي ديگران بي‌اهميت است براي تمام مخاطبان مي‌فرستند چون اغلب اين روابط عمومي‌ها، مخاطبان دسته‌بندي شده نيز ندارند.

اين عضو هيات‌مديره انجمن روابط عمومي به اين نقص نيز واقف است كه برخي روابط عمومي‌ها براي خوشايند مديران و ارائه گزارش عملكرد پر و پيمان به ارسال فله‌اي پيامك رو مي‌آورند، به همين دليل تاكيد مي‌كند كه يك روابط عمومي حرفه‌اي هيچگاه براي شنيدن تعريف و تمجيد، گزارش عملكرد ساختگي و واهي به مسوول بالادست ارائه نمي‌دهد و هيچ‌گاه روابط عمومي را باروابط خصوصي اشتباه نمي‌گيرد.

 

ميليون‌ها تومان سوخت مي‌شود


ارسال پيامك براي مردم چه از نوع خبري و چه از نوع تبليغي، كار ساده‌اي است. اين كار يك نرم افزار كه به آن پنل مي‌گويند، مي‌خواهد كه سازمان‌ها و ارگان‌ها حتي افراد عادي مي‌توانند با خريد آن، اين پنل را به صورت سالانه يا نامحدود شارژ كنند و پيامك‌هاي فارسي و انگليسي خود را از اين طريق ارسال كنند.

هزينه ارسال پيام فارسي از طريق اين نرم‌افزار دست‌كم هشت تومان (براي بيش از يك ميليون و 500 هزار پيامك) و حداكثر 14 تومان (از 30 هزار تا 150 هزار پيامك) است.

حالا اگر سازماني دولتي در طول سال مثلا 10 ميليون پيام كوتاه ارسال كرده باشد و قيمت هر پيام نيز 14 تومان باشد مشخص مي‌شود كه يك سازمان در طول سال از اين طريق چه ميزان بودجه مربوط به اطلاع‌رساني را هدر مي‌دهد.

اين پول‌ها به هدر مي‌رود چون بيشتر مخاطبان از شدت كلافگي حتي پيام‌ها را باز نيز نمي‌كنند و به محض رسيدن به دستشان آنها را حذف مي‌كنند؛ در حالي كه فرستنده پيام مي‌توانست با مديريت هوشمندانه ارسال، از اين پيام‌ها ابزاري قوي و قابل اعتنا براي اطلاع‌رساني و هدايت افكار و رفتار مردم بسازد.



مريم خباز - گروه جامعه

 http://www.jamejamonline.ir/printable.aspx?newsnum=100824031266