برای ابراهیم دربانیان عزیز!

پشتیبانی از منابع انسانی از راهبردهای اصلی تأمین‌اجتماعی است

 

امیر عباس تقی‌پور- یکی از بهترین‌های جامعه روابط‌عمومی ایران، چندی است که در بستر بیماری بسر می‌برد. کمتر کسی است که در فضای روابط‌عمومی ایران تنفس کرده باشد اما با ابراهیم دربانیان، مدیرکل اسبق روابط‌عمومی سازمان تأمین اجتماعی و از پیشکسوتان این حوزه، آشنا نباشد.

دربانیان که خود، روزگاری نه چندان دور برای دلجوئی از دوستان و عزیزان بیمار خود، پیشقدم می‌شد و از آنها عیادت می‌کرد حالا چند ماهی است که با بیماری دست و پنجه نرم می‌کند و به عیادتش می‌روند!

رسم روز گار است و حکمتش را خدا می‌داند و بس!

در آخرین دیدارم با ابراهیم دربانیان از وی شنیدم: باور نمی‌کنی در این مدت که بستری شده‌ام، هیچ چیز به اندازه دیدن دوستان، خوشحالم نمی‌کند. از همه بخواهید برایم دعا کنند!

 وی که نزد اصحاب روابط‌عمومی، به نیکی یاد می‌شود به تواضع، پشتکار و خستگی‌ناپذیری مشهور است و حداقل در سال‌های اخیر در برگزاری کنفرانس‌ها و همایش‌های تخصصی، زحمات فراوانی کشیده و منشاء برکت و حرکت برای جامعه روابط‌عمومی بوده است.

همانگونه که از عکس مشخص است دکتر سید تقی نوربخش مدیرعامل جدید سازمان تأمین اجتماعی به همراه علیرضا امیرپور که وی نیز در گذشته، مدیر کل روابط‌عمومی سازمان تأمین اجتماعی بود به عیادت ابراهیم دربانیان رفته و برای وی آرزوی بهبودی کرده‌اند.

ناگفته نماند اقدام اخیر مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی در عیادت از دربانیان، حرکتی قابل تقدیر و اقدامی مؤثر در افزایش منزلت سازمانی همکاران است.

برای دربانیان عزیز سلامتی و بهبودی کامل مسئلت می‌کنیم.

 

 

 

 

ماجرای جلوگیری از توزیع روزنامه رسالت در جبهه‌ها از زبان صادق خرازی

 

31 شهریورماه 59، ایران تازه به جمهوری اسلامی رسیده، ناخواسته وارد جنگ با همسایه‌ای به نام عراق می‌شود. حال پس از گذشت 25 سال از پایان این «دفاع مقدس»، غالب فرماندهان و دست‌اندركارانش نسبت به از دست دادن حال و هوای حاکم بر آن روزگاران، فریاد سر می‌دهند(!)؛ چه آنها كه هنوز در جاده ارزش‌ها سیر می‌كنند و چه آنها كه ارزش‌هایشان را در جاده‌ای دیگر، جستجو. می‌گویند «جنگ، باورها و آرمان‌هایمان را یكی كرده بود».

نتیجه‌ احتمالی و البته سطحی این فریادها، گم كردن آرمان‌های مشترك به دلیل زندگی در صلح یا آرزوی جنگ داشتن خواهد بود، یعنی ما فقط در یك صورت به وحدت در آرمان‌ها می‌رسیم و آن موقعی است كه در جنگ با كشور دیگری باشیم! البته که این‌طور نیست، جنگ تنها بهانه‌ای بود برای یکی شدن آرمان‌ها، برای ازخودگذشتگی و برای آنکه اثبات کنی در راه وطن دیگر «من» معنی ندارد اما اینکه چرا در زمان صلح این یکی شدن‌ها کم‌رنگ می‌شود، بحث دیگری است.

خاطرات سيد كمال خرازي، محسن رضايي، صادق خرازي، اسماعیل کریمیان، محمد جعفري چمازكتي، محمدتقي روغني‌ها، فریدون حدادی و بسیاری دیگر از چهره‌های که با ماهنامه مدیریت ارتباطات گفت‌وگو کرده و یا یادداشت نوشته‌اند تازه و خواندنی است.

بازخوانی پرونده ویژه ماهنامه مدیریت ارتباطات به مناسبت هفته دفاع مقدس، واقعیت‌های اطلاع‌رسانی در حساسترین شرایط را بازگو کرده و خاطرات بسیاری را زنده می‌کند.

متن کامل مصاحبه با صادق خرازی را اینجا و سایر مطالب را از اینجا تهیه و مطالعه کنید:

 

 

گفتوگوی ماهنامه مدیریت ارتباطات با صادق خرازی،  معاون ستاد تبلیغات جنگ:

امام و آقای خامنهای نگران اطلاعرسانی به مردم بودند

 

اعضای ستاد تبلیغات جنگ متفق‌القول بر این بارو هستند که روابط‌عمومی خوب و ارتباط «صادق خرازی»، معاون ستاد برای او یک هنر بود. خیلی شنیدیم که هرگاه ستاد به تنگاهای فکری و مالی می‌رسید، پای صادق خرازی به میان می‌آمد و خیلی‌ها نیز بر این باورند که تلاش‌های او توانست ساختمان میرعماد را به نام ستاد کند. بنا بر گفته خودش، دفاع مقدس را از ستاد‌های نامنظم شهید چمران آغاز کرد. او پس از خدمت در این ستادها مدتی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به خدمت پرداخت و پس از آن در ستاد تبلیغات جنگ و شورای‌عالی خدمت کرد. دکتر صاق خرازی چند صباحی نیز در شورای‌عالی اخبار جنگ، قرارگاه خاتم‌الانبیا، ستاد پشتیبانی جنگ و ستاد پدافند کل کشور کار کرد و حضور در خبرگزاری جمهوری اسلامی را نیز در کارنامه دارد.

 

 آقای خرازی! ستاد از چه بخشهایی با چه شرح وظایفی تشكیل میشد؟

در ستاد تبلیغات جنگ چارت تشكیلاتی متغیر داشتیم كه به مرور زمان به صورت تدریجی گام‌های تكمیلی خود را طی کرد. این ستاد متشكل از بخش‌های شورای‌عالی اخبار جنگ، بخش‌های استا‌ن‌ها، امور بین‌الملل، مركز اسناد، گروه چهل شاهد، گروه چاپ و انتشارات و بخش هنری تشكیل شده بود و سطح وظایف هر كدام مشخص بود. برای مثال ستاد برای انسجام اخبار جنگ و هماهنگی و سیاست‌گذاری بین مطبوعات و رسانه‌های مهم و رسانه ملی لازم دید كه شورای اخبار جنگ تشكیل شود. این شورا در واقع نقش سخنگویی اخبار جنگ را داشت و سیاست‌گذاری و مسؤولیت اطلاع‌رسانی در زمان عملیات‌ها و در زمان بین عملیات‌ها و وضعیت عادی را بر عهده داشت.

در یك مقطع برای هدایت و برنامه‌ریزی در كل كشور، كمیته تبلیغات جنگ به مسؤولیت استانداران و اعضایی كه در مركز بودند و به تبع آن در مراكز استان‌ها تشكیل شد. در این مقطع می‌شود گفت تشكیل كمیته‌های تبلیغات جنگ مقدمه تشكیل شورای‌عالی پشتیبانی جنگ در مركز و مراكز استان‌ها شد. هر ساله تمام مسؤولان كمیته‌های پشتیبانی جنگ جلسات منظمی با فرماندهان و مقامات كشور مثل رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر و رئیس مجلس داشتند تا هماهنگی‌های لازم صورت پذیرد. حتی برای ائمه جمعه تلاش می‌شد محورهایی مطرح كنند كه منتج به ارتقای روحیه مردم می‌شد و به آنها ابلاغ می‌شد. مهم‌ترین عنصر در این مقطع هماهنگی میان نهادهای درگیر جنگ بود.

 ارتباط این ستاد با سایر نهادهای درگیر در جنگ چگونه برقرار می‌شد؟ آیا در جلسات شورای‌عالی دفاع بود؟

ببینید چند نهاد جدی در جنگ در كنار شورای‌عالی دفاع شكل گرفت. در واقع مقتضیات فرماندهی جنگ ایجاب می‌كرد تا ساماندهی تشكیلاتی در زمان جنگ به عنوان گام‌های تكمیلی و تركیبی مسیر خود را طی كنند.

شورای‌عالی دفاع طبق قانون بالاترین نهاد تصمیم‌گیری، هدایت، مدیریت و فرماندهی جنگ را به عهده داشت. آیت‌الله خامنه‌ای و شهید چمران نمایندگان حضرت امام در روزهای نخست جنگ بودند. پس از شهادت مرحوم چمران، آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان نماینده دیگر حضرت امام در شورای‌عالی دفاع مسؤولیت پیدا كردند. دو ركن اصلی فرماندهی جنگ، آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رئیس‌جمهور و رئیس شورای‌عالی دفاع بودند و آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان فرمانده جنگ.

در ادوار مختلف نهادهای مهم دیگری در كنار شورای‌عالی دفاع شكل گرفت، مثل قرارگاه خاتم‌الانبیاء كه سرفرماندهی قرارگاه‌های مختلف جبهه و جنگ بودند، قرارگاه مركزی كربلا، قرارگاه نجف اشرف، قرارگاه حمزه سید الشهداء و قرارگاه رمضان. فرمانده قرارگاه خاتم شخص آقای هاشمی رفسنجانی بودند و ستاد تبلیغات جنگ هم عضو شورای اصلی بود كه در تمام جلسات و در حین عملیات در اطاق فرماندهی جنگ حضور داشت. چند نهاد مهم دیگر كه بیشتر نقش پشتیبانی جنگ را داشتند، به مرور زمان تشكیل شدند مثل شورای‌عالی پشتیبانی جنگ كه رئیس شورا آقای هاشمی رفسنجانی بودند و یك ستاد پشتیبانی جنگ داشت و دولت مسؤولیت آن را به عهده داشت. باز مسؤولیت تبلیغات، هدایت و سیاست‌گذاری خبری به عهده ستاد تبلیغات جنگ بود. ستاد عالی پدافند كل كشور را داشتیم. ستاد كل پدافند كه متشكل از فرماندهان ارشد سپاه و ارتش بود، به فرماندهی آقای دكتر حسن روحانی كه در واقع رئیس ستاد قرارگاه خاتم‌الانبیاء هم بود، انجام وظیفه می‌نمود. مسؤولیت تبلیغات و اخبار جنگ هم در اینجا به ستاد تبلیغات جنگ محول شده بود. رئیس ستاد یا مسؤولان ستاد در سطوح مختلف به صورت منظم در تمام جلسات شورای‌عالی دفاع، ستاد پشتیبانی جنگ، قرارگاه خاتم‌الانبیاء و ستاد پدافند كل كشور برای سلسله هماهنگی‌های لازم شركت کرده و انجام وظیفه می‌کردند.

 به عنوان اعضای ستاد تبلیغات جنگ با امام هم دیدار داشتید؟ بهطور كلی ایشان انتظارات خود را از ستاد اعلام كرده بودند؟ مثلاً در مورد خاصی خواسته بودند كه تبلیغات ویژهای انجام شود؟

در این بخش خاطرات فراوانی هست. همه ساله آقای دكتر خرازی قبل از برگزاری هفته دفاع مقدس از حضرت امام وقت می‌گرفتند و اعضای ستاد حضور ایشان شرفیاب می‌شدند. البته شخص آقای دکتر خرازی به صورت متناوب طی سال، خدمت حضرت امام می‌رسیدند و ایشان را در جریان امور می‌گذاشتند. خاطرات زیادی در آن هنگام هست كه بسیاری از آنها شیرین و دلنشین است؛ مسائلی كه مطرح می‌كردند و تأكیداتی كه داشتند و روحیه‌ای كه تزریق می‌كردند، همه و همه فوق‌العاده درس‌آموز بود.

به یاد دارم روزی با اعضای ستاد تبلیغات جنگ خدمت حضرت امام رسیدیم. ایشان فرمودند چرا اینقدر تبلیغ می‌كنید كه صدام پایش لب سقوط است؟ چرا تبلیغ می‌كنید كه صدام آدم زبون است؟ شما بایست برای مردم مشخص كنید كه صدام آدم وحشی و خطرناكی است. اگر از دستش برآید، به هیچ كس رحم نمی‌كند. ناموس ملت اسلام در معرض خطر است. آنگاه كه مردم احساس خطر كنند، قیام و قعودشان مفهوم پیدا می‌كند. شما بایست واقعیت‌ها را برای مردم تشریح كنید؛ تنهایی ملت ایران، مظلومیت مردم ایران و در مقابلش دنیای استكبار كه با ابزار و اهرم صدام حسین قصد دارند با استقلال و امنیت مردم ایران مقابله كنند. جنگ امری جدی است. به یاد داریم كه آقای دكتر خرازی هنگامی كه بحث جنگ شهرها مطرح بود، خدمت حضرت امام برای كسب تكلیف رسیدند. بیش از هجده استان كشور و شهرهای تابعه در تیررس دشمن قرار داشت و همه این شهر‌ها با موشك‌های كوتاه و میان‌برد هدف قرار گرفته بود. بخش‌های غیر نظامی جنگ یا به قولی civil بر خلاف همه كنوانسیون‌های جنگ هدف حملات وحشیانه قرار داشت. حضرت امام در مقابله به مثل مقاومت می‌كردند تا اینكه این بحث در فرماندهی جنگ توسط آیت‌الله خامنه ای و آقای هاشمی به صورت جدی مطرح شد كه یك اقدام بازدارنده بایست صورت بگیرد. با استناد به آیه شریفه «الشهر الحرام بالشهر الحرام والحرمات قصاص فمن اعتدى علیكم فاعتدوا علیه بمثل» حضرت امام قانع شدند، مشروط به اینكه ایران شروع‌كننده نباشد. ایشان فرمودند دستگاه تبلیغاتی و جنگ روانی چند روز به مردم آن مناطق اطلاع‌رسانی كنند كه ایران حق خود می‌داند مقابله به مثل كند، توپ‌های دور برد ارتش اطلاعیه‌ها و اعلامیه‌هایی به زبان عربی و كردی به روی شهرهای هدف بریزند و مردم را از حملات ایران مطلع كنند. بنابراین ایشان به صورت مشروط موافقت فرمودند.

آن شب حمله موشكی ایران به بغداد و به بانك رافدین شب عجیبی بود كه خدمت امام، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و جناب آقای هاشمی رفسنجانی لحظه به لحظه گزارشات را منتقل می‌كردیم. امام و آقای خامنه‌ای خیلی نگران اطلاع‌رسانی به مردم بودند.

وقتی مطلع شدیم رادیو ایران با موج‌های مختلف به شهر‌های مختلف داخلی عراق این پیام را منتقل كرده است و سیل مهاجرت از شهر‌ها شروع شده بود، یگان موشكی و نیروی هوایی جمهوری اسلامی وارد مرحله عملیات شدند.

 آیا مكانیسم خاصی برای رساندن پیامها و تحلیلهای امام به جبهه جهت تقویت روحیه رزمندگان برقرار بود؟

حضرت امام خودشان فرای رسانه‌ها عمل می‌كردند. به واقع هوشمندی ایشان خود به خود یك رسانه فراگیر با برد جهانی بود. وقتی سخن می‌گفتند یا بیانیه و اطلاعیه‌هایی صادر می‌فرمودند، شعاع تأثیرگذاری آن بسیار گسترده‌تر و عمیق‌تر از آنی بود كه بتوانیم روی آن كار كنیم. كلام و بیان و سخن ایشان نه تنها در جبهه‌های جنگ شنیده می‌شد بلكه كوچه پس كوچه‌های لبنان سرزمین تفتیده در خون فلسطین و ارتفاعات صعب‌العبور افغانستان به هنگام اشغال ارتش سرخ را از خود متأثر می‌ساخت. امام به هنگام جنگ یك هدف را دنبال می‌فرمودند و آن اینكه جنگ در اولویت امور است. در همه سخنان و بیاناتشان این نكته به عنوان هدف كلی و اصلی مورد نظرشان بود. سحر سخن امام اعجاز می‌آفرید. مردم را چنان بسیج می‌كرد كه هیچ‌گاه هیچكس توان این تأثیرگذاری را نداشت.

 چرا بسیاری از اعضای ستاد از خبرگزاری ایرنا بودند؟ آیا رابطه شما با عمویتان (كمال خرازی، مدیرعامل وقت خبرگزاری ایرنا) در این قضیه مؤثر بود؟

آقای دكتر خرازی مسؤولیت داشتند. مسؤولیت نخست ایشان رئیس خبرگزاری ایرنا بود. آن روزها ایرنا خیلی اهمیت داشت، چون وضع نظام اطلاع‌رسانی و خبری، وضعیت رسانه امروز كشور نبود. ایرنا همچون رسانه ملی در كشور انجام وظیفه می‌كرد. صداوسیما و خبرگزاری جمهوری اسلامی دارای موقعیت ممتاز بودند. از لحاظ تشكیلاتی به وزارت ارشاد وابسته بود ولی مسؤول آن باید به توشیح و موافقت رئیس‌جمهور منصوب می‌شد.

به هنگام وقوع جنگ در شهریور 59، آقای دكتر كمال خرازی مسؤولیت ایرنا را به عهده داشت. در نخستین جلسه شورای‌عالی دفاع ظاهراً به پیشنهاد حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، آقای خرازی مسؤول ستاد تبلیغات جنگ هم شدند. ایشان دارای شخصیت معتبر و معتمد در نظام بوند و این مسؤولیت مهم به ایشان واگذار شد.

در سال نخست جنگ، ستاد تبلیغات در خبرگزاری تشكیل شد و از سال‌های بعد كه به عنوان یك نهاد كاملاً مستقل با وظایف تشكیلاتی و حتی امكانات فیزیكی متفاوت مأموریت خود را دنبال می‌كرد، بخش عمده‌ای از نیروی رسانه‌ای جنگ توسط ایرنا و واحد مركزی خبر تأمین می‌شد. طبیعی بود كه آقای خرازی به دلیل آنكه مسؤولیت خبرگزاری را هم داشت، همه توان و ظرفیت موجود را در موضوع جنگ به كار گیرند.

رابطه من با دكتر خرازی رابطه شاگردی و استادی، رابطه كارمندی و مدیری و رابطه مریدی و مرادی بود. به دلیل خویشاوندی، من اكراه دارم به فضائل، ویژگی‌‌ها و شخصیت ممتاز ایشان بپردازم. اخلاص، ایثار، جنگ‌باوری، دلدادگی به نیروهای رزمنده و ساده‌زیستی از صفات ایشان بوده و هست و هرچه ما یاد گرفتیم و آموختیم، از آفاق و انفس ایشان است.

 برنامهریزی ستاد تبلیغات جنگ بیشتر برای خط مقدم بود یا برای پشت جبهه و داخل كشور هم برنامهریزی داشت؟

قبلا هم توضیح دادم. ستاد مسؤولیت‌هایی در جبهه، پشت جبهه، سراسر كشور و یك سلسله اقدامات بین‌المللی داشت كه در مجموع با كلیه نهادها و سازمان‌های مختلف هماهنگی‌های اصلی را انجام می‌داد.

 ارتباط ستاد با حوزه سینما چگونه بر قرار میشد؟ آیا سفارش ساخت فیلم به مجموعه سینمایی كشور میدادید یا نظر مرجحی درباره فیلمهای تولید شده داشتید؟

یك‌سری اقدامات تولیدی در زمان جنگ و پس از جنگ انجام گرفت. در ستاد، بخش هنری داشتیم. ستاد امكانات مجزای خاص نداشت ولی یكی از اهداف ستاد هدایت تولیدات هنری و تولید محصولات هنری با انگیزه جنگ بود که از اولویت جدی برخوردار بود. این تولیدات هنری شامل ادبیات منظوم در راستای دفاع مقدس، موسیقی و سینمای دفاع مقدس بود كه البته هر كدام نیازمند واكاوی و نقد اساسی و جدی است. در بحث سینمای دفاع مقدس، به صورت مستقیم بنیاد فارابی، معاونت سینمایی و هنری ارشاد، صداوسیما و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی تلاش‌های عمده و وافری در این راستا انجام دادند. در خود ستاد تبلیغات جنگ ما یك گروه ویژه چهل شاهد درست كردیم كه پا به پای رزمندگان برای ثبت وقایع لحظه‌ای به خطوط مقدم جبهه می‌رفتند. اسناد و آثاری كه این گروه چهل شاهد كه جمع زیادی از آنها هم به شهادت رسیدند از خود باقی گذاشتند، از سرمایه‌های اساسی و ماندگار دوران دفاع مقدس است.

   آیا ستاد تبلیغات از حق ویژهای برای كنترل اخبار و تولیدات فرهنگی برخوردار بود؟ مانند حقی كه الان شورایعالی امنیت برای كنترل رسانهها برخوردار است.

علت تشكیل ستاد تبلیغات جنگ، سیاست‌گذاری و كنترل تولیدات خبری، تبلیغی و هنری در رابطه با جنگ بود. آنچه ستاد تبلیغات جنگ در اختیار داشت، بسیار بسیار بیشتر از آن چیزی است كه الان وجود دارد. منتها فضای سیاسی جامعه امروز با جامعه آن روز متفاوت است. همه رسانه‌ها سعی می‌كردند در مقوله جنگ و حماسه دفاع مقدس خودشان را از قافله ایثار و اخلاص ملت ایران عقب‌تر نبینند و جنگ و دفاع یك پدیده ارزشی در ذهن آحاد ملت ایران بود.

 اگر مایلید ماجرای جلوگیری از توزیع روزنامه رسالت را در جبههها بفرمایید. آیا مطالب این روزنامه باعث تضعیف روحیه رزمندگان بود یا تشتت و اختلافی كه با عدم توزیع این روزنامه به نظر میرسید در میان مسؤولان وجود دارد؟

ببینید ماجرای روزنامه رسالت، ماجرای متفاوتی است. اینكه امروز پس از قریب بیست و چهار یا پنج سال از آن وقایع می‌گذرد بخواهیم آسیب‌شناسی كنیم، كار بدی نیست ولی مستلزم واقع‌بینی و واقع‌گویی علی‌رغم اختلاف اساسی است. من نسبت به هیأت و گروه‌هایی كه نخستین بار روزنامه رسالت را راه‌اندازی كردند، احترام قائل هستم. همه آنها از حواریون امام و از چهره‌های انقلابی بودند. حتی آقایان مرتضی نبوی، احمد توكلی، عسگر اولادی و مرحوم آقای آذری قمی انسان‌های شناخته شده و از كسانی بودند كه نسبت به حماسه دفاع مقدس ملت ایران باور داشتند.

آنها مخالفتی با دفاع مقدس نداشتند. آنها مخالف سیاست‌های دولت مهندس موسوی بودند. باز هم عرض كنم روزنامه رسالت فارغ از دیدگاهی كه داشت و تلقی و طرز فكر خودش در نحوه اداره مملكت یا پاسداری از باورهای فقه سنتی، یك پدیده جدی در عرصه مطبوعات در آن دوران محدودیت‌ها بود. مطبوعات محدود و كم ظرفیت بودند. این خود به خود اقدام احسن و جالبی بود كه عده‌ای دیدگاه‌ها و نظرات خودشان را در مصاف یك حركت دموكراتیك عرضه کنند. اتفاقاً من علی‌رغم اختلاف فكری كه با برخی از دوستان روزنامه رسالت داشته و دارم ولی از جریان مطبوعاتی روزنامه رسالت كاملاً خوشنود بودم. نباید مخالفت مردان روزنامه رسالت را با دولت به معنای مخالفت با نظام یا حماسه دفاع مقدس مترادف بدانیم.

آن روزها اختلافات فكری جبهه چپ، سنتی راست و خط سوم تازه شكل گرفته بود. بحث شكل‌گیری مجمع روحانیون مبارز در مقابل جامعه روحانیت مبارز تهران هم یك بحث عمده بود و اختلافات فكری زیادی در برداشت و مدیریت دولت دوم مهندس موسوی آمیخته با یك سلسله اختلافات فكری و سیاسی شده بود. اینها حاملان نظریه اقتصاد باز بودند. مخالف مسدودسازی بودند و در باب مسائل سیاسی-فرهنگی و سیاست خارجی اختلافات یا هم‌پوشانی هم در برخی زمینه‌ها داشتند. حضرت امام علی‌رغم حمایت از تكثر سیاسی و فكری، مخالف انتقال اختلافات فكری، سیاسی به جبهه‌ها بودند كه این نكته مهم و پسندیده‌ای است. جبهه‌ها و پشت جبهه‌ها جای اختلافات و منازعات فكری نبوده و نیست. دفاع مقدس ورای بازی‌های سیاسی باید تعریف می‌شد.

 آقای دكتر! تبلیغات نقش بسیار مهمی در جنگها بازی میکند تا حدی که برخی کارشناسان اعتقاد دارند طرفی در جنگ پیروز است که بتواند افکار عمومی را به سمت خود جلب کند. با توجه به اهمیت این موضوع، صدام و عراق تا مدتها توانستند با امكانات تبلیغاتی وسیع و پردامنه، افكار عمومی كشورهای عربی و بینالمللی را تحت تأثیر قرار دهند و اهداف تجاوزكارانه خود را پنهان نگه دارند. حال برخی پرسشهای انتقادی مطرح است. مثلاً عوامل موفقیت عراقیها در بحث تبلیغات جنگ چه بود؟ چرا ما نتوانستیم به خوبی از تبلیغات و رسانههای جمعی، مواضع دفاعی خود را آنطور كه باید به گوش جهانیان برسانیم؟ آیا شرایط اجتماعی- سیاسی دوران انقلاب عامل اساسی ضعف ما در تبلیغات دوران دفاع مقدس نبود؟ آیا مسؤولان جمهوری اسلامی ایران با دستگاه تبلیغاتی مدرن مخالف بودند؟ آیا اصولاً تبلیغات میتوانست نقش كارا و مثبتی را در دوران جنگ به نفع ما ایفا كند و در خلال درگیریهای نظامی، نقش همسویی ابرقدرتها با دولت عراق بویژه همكاری خبری آمریكا ومتحدانش با عراق در تبلیغات منفی بینالمللی علیه ما چگونه بود؟

سؤال مهمی مطرح كردید. تبلیغات نقش مهمی در سرشت و سرنوشت كشورها و ملت‌ها دارد. اینكه ماشین تبلیغاتی صدام قوی‌تر بود، این هم قابل فهم است. البته ما باور داشتیم و داریم نظام از مجموعه امكانات خود برای سرنوشت جنگ به صورت نسبی برخوردار بود. قبل از پاسخ به این پرسش مهم باید یك ارزیابی از موقعیت منطقه و جهانی خود و طرف مقابل داشته باشیم. جهان عرب و دنیای سلطه و امپریالیسم خبری در ماجرای جنگ ایران و عراق بی‌طرف نبودند بلكه همه امكانات لجستیك، نظامی، سیاسی و تبلیغاتی ایشان در خدمت اهداف صدام حسین بود. اتحاد جماهیر شوروی از صدام حمایت می‌كرد. ایالات متحده، فرانسه، آلمان، انگلستان و هم دولت‌های عرب منطقه از رژیم بعثی عراق در برابر ایران حمایت می‌كردند. البته روزی روزگاری باید به علت و چیستی و چرایی این حمایت‌ها پرداخته شود.

انقلاب اسلامی پدیده یك جنبش و حركت رهایی‌بخش بود. انقلاب اسلامی در ایران پایان حاكمیت نظام سلطه در ایران بود. استیلای استقلال ملت ایران به منزله كوتاه كردن دستان خارجیان در ایران بود. لذا ایران به صورت ماهوی خود پدیده بود. پدیده‌ها، دارای ارزش‌ها و منش‌های خاص خود هستند و پدیده‌ها نباید عادی تلقی شوند. انقلاب اسلامی در واقع ظهور جنبش‌های مردمی و منجی‌گر در دنیای اسلام بوده است. انصافاً مسلمانان و شیعیان در مصاف با همین پدیده‌ها خودشان تبدیل به پدیده شدند. مقاومت لبنان و حركت محرومین، انتفاضه فلسطین و جهاد در افغانستان، همه از فرزندان مقاومت و حماسه دفاع مقدس ملت ایران هستند.

ایران بر خون مردم لبنان، سرزمین مردم فلسطین و جهاد در افغانستان معامله نكرد و نخواست مذاكره و معامله كند. امام خمینی مظهر و سمبل حفظ ارزش‌ها بودند. اگرچه جنگ میان دو كشور یعنی ایران و عراق است ولی به اذعان و اعتراف خود غرب اعم از آمریكا و اروپا، ایران یك سوی جبهه بود و غرب و شرق و دنیای عرب و صدام یك جبهه دیگر در مقابل ایران بودند.

فقط ماشین جنگی عراق مجهز به حمایت و لطف بی‌پایان غرب، آمریكا، اروپا و شوروی نبود بلكه عملیات روانی، جنگ تبلیغاتی و امكانات فنی رسانه‌ای گسترده، همه و همه در خدمت عراق بود. ما عملیات می‌كردیم، پیروز می‌شدیم، اسیر می‌گرفتیم، غنیمت می‌گرفتیم اما نتیجه را وارونه جلوه می‌دادند. عراق از سلاح‌های میكروبی و شیمیایی استفاده می‌كرد اما دو پهلو خبرش را درز می‌دادند. از پارادوكس‌ها و تناقضات خبری و تبلیغاتی جنگ می‌توان صدها وجیزه و رساله ملی بیرون آورد و صد تأسف كه بدان پرداخته نشده است. همه جهان استكبار به دنبال توقف یا مهار طوفان انقلاب اسلامی بودند. درهای خودشان را روی ایران بسته بودند، در حالی كه همه امكانات و در‌های جهان روی صدام حسین باز بود. من قبول دارم كه دولتمردان ایران به دلیل فقدان امكانات، به دلیل عدم روابط گسترده در جهان، شاید آنگونه كه باید حرفه‌ای عمل نكردند ولی به دو نكته توجه كنید؛ فضای مجازی و قلب تپنده دنیای اسلام و مردم علی‌رغم همه امكانات و ظرفیت‌سازی دنیای سلطه در اختیار انقلاب اسلامی و ایران بود و نكته دوم اینکه مجموعه اعترافات قدرت‌های غربی بویژه آمریكا پس از اشغال كویت توسط صدام حسین و رجعت و بازگشت اعراب از صدام حسین پاسخ قانع‌كننده‌ای است برای این پرسش كه چیستی و چرایی دفاع آنها از صدام حسین چه بوده است. این نكته قابل بحث است. اگر ایران در لبنان و فلسطین یا افغانستان كوتاه می‌آمد، شاید مسائل به‌گونه دیگری دنبال می‌شد ولی این را باید دانست كه «آقایی» هزینه دارد، استقلال هزینه دارد، استغنا هزینه دارد.

 در زمان جنگ از فرهنگ گفتمان دینی حاكم بر نظام و جامعه سیاسی به بهترین نحو ممكن استفاده شد از جمله مفهوم شهادت یا ایام مذهبی. خیلی جالب است كه نام بسیاری از عملیاتهای نظامی ایرانیان و حتی رستههای نظامی نام شخصیتها یا مناسبتهای مذهبی بود مانند عملیات رمضان، گردان كمیل و.... آیا برنامهریزی خاصی برای استفاده از این مفاهیم و مشابه آنها در ستاد تبلیغات وجود داشت یا اصلاً چه مقدار برنامهریزی شده بود؟

رهبری امام خمینی و ماهیت انقلاب اسلامی به احیای هویت شیعی و عرفانی ما ایرانیان كمك شایانی كرد. ادبیات گفتاری و نوشتاری امام(ره) خود سرفصل عینیت یافتن و پیدایش پدیده‌ها در احیای هویت دینی و قلم امام آمیخته با عرفان نظری بود. امام معمار طریقت عرفانی شدند و آن همه معارف و ارزش‌های صدر اسلام مجدداً بازخوانی شده بودند. فرهنگ عاشورا، نهضت كربلا و واژه‌های حركت علوی، همه یك گفتمان غریبی را در جامعه به وجود آورده بود. ایران، جبهه و پشت جبهه، رنگ و بوی فضیلت‌های فراموش شده دوران مظلومین آل الله و اهل بیت را داشت. لذا مقدسات و ارزش‌ها در فرهنگ عامه و روزمره مردم تأثیر فوق‌العاده پیدا كردند. تاریخ شیعه و تاریخ همه جنبش‌ها و حركت‌های شیعی، حوادث كربلا و واقعه عاشورا، صحابه رسول‌الله و ائمه هدی در این گفتمان یعنی بازخوانی مجدد تاریخ و رجعت و بازگشت به هویت‌ها و ارزش‌های فراموش شده كه در آن روحیه نوستالژیك جامعه به اوج رسیده بود، به عنوان فرهنگ غالب خودنمایی می‌كرد.

 جناب خرازی! با وجود عملكرد نسبتاً موفق در عرصه داخلی اما در عرصه خارجی محدودیتهای فراوانی برای تبلیغات وجود داشت. اكثر رسانههای بزرگ دنیا علیه ایران موضع داشتند و به تعبیری كانال ارتباطی مؤثری برای ارتباط با افكار عمومی جهان وجود نداشت. برای رفع این خلاء ستاد تبلیغات چه میكرد؟

رسانه‌های مهم بین‌المللی در كنترل نظام خبری سلطه هستند. نمی‌شود انتظار استقلال محض از آنها داشت. قبلاً هم توضیح دادم به هنگام عملیات‌های رزمندگان اسلام، خبرنگاران خارجی می‌آمدند و گزارش‌های جالبی تهیه می‌كردند ولی وقتی به اطاق خبر آن رسانه می‌رفت، شكل و قیافه خبر متفاوت می‌شد و قلب واقعیت‌ها آشكارا خودش را نشان می‌داد. اطاق فكری خبری جهان سر سازگاری با توفیقات ایران به عنوان پیش‌قراول استقلال‌خواهی دنیای اسلام نداشت.

 آیا نقش خاصی هم برای دستگاه سیاست خارجی كشور در برطرف كردن این خلاء تبلیغاتی تعریف شده بود؟

تلاش‌های خوبی در دستگاه سیاست خارجی صورت می‌گرفت ولی مطلوب نبود. همانگونه كه امروز باید نسبت به حقوق ایران و موضوع قرار داد 1975جدی‌تر و مصمم‌تر گام برداریم.

 یك نكته جالب در دستگاه تبلیغاتی عراق این بود كه برای حفظ انگیزه جنگ بین نظامیان عراقی، آشكارا تاریخ و وقایع جنگ و دستاوردهای سپاهیان اسلام را تحریف می‌‌كرد. صدام برای لغو قرارداد صلح 1975 الجزایر اعلام كرد در آن زمان، عراق در موضع ضعف قرار داشته؛ بنابراین قرارداد صلح بر آن تحمیل شده است یا برای آغاز حمله به ایران و قلب ماهیت جنگ، از توطئه مشترك اسرائیل، آمریكا و ایران خبر داد و برای آن كه نظامیان و مردم مسلمان و شیعه مذهب عراق را به جنگ تشویق كند، چاره‌ای نداشت جز آن كه به جنگ جنبه عربی- فارسی بدهد و ایرانیان یا فارس‌ها را همان مجوس‌های قدیم بخواند و جنگ را انتقام تاریخی فارس‌ها از نبرد پیروزمندانه قادسیه اول عرب‌ها به رهبری سعدبن ابی وقاص بخواند. به همین منظور، دستگاه تبلیغاتی عراق فیلمی به نام قادسیه تهیه كرد و بدین ترتیب، عملاً به تحریف تاریخ و انحراف افكار عمومی مردم عراق اقدام كرد. عكس‌العمل شما در ستاد تبلیغات چه بود؟ آیا برای افكار عمومی در عراق هم برنامه‌ریزی داشتید؟

صدام قصد داشت در چند مسیر ماهیت‌های متفاوتی از خود نشان دهد. بین اعراب، ناسیونالیسم عربی را ترویج كند و با همین استراتژی، هویت عربی و قومیت‌گرایی عربی را مهیج سازد؛ خودش را سپر دفاعی در برابر عظمت و قدرت انقلاب اسلامی نشان دهد و در مناسبات داخلی خودش را صلاح‌الدین ایوبی جلوه دهد. سپاه هشتم عراق به عنوان سپاه عملیات روانی مورد بهره‌برداری قرار می‌گرفت. اینگونه ترسیم كرده بود ولی شاهنامه آخرش خوش است. آن‌همه جنایت و توطئه و آن‌همه گرفتاری برای ملت‌های منطقه، نتیجه‌اش روشن شدن ذهن مردم و مظلومیت ملت ایران و حقانیت جمهوری اسلامی ایران است.

 

 

 

 

بازخوانی يک مصاحبه ماندگار با همسر رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام:

عفت مرعشی: هيچ وقت از ازدواج با آيت‌الله هاشمی رفسنجانی پشيمان نشدم

حاج آقا آنقدر خونسرد است که هیچ‌وقت آدم نمی‌تواند بگوید کی و چه فشاری روی ایشان آمده است

 

اگر چه حضور زنان در عرصه‌های سياسی کمتر از مردان سياستمدار است اما به هيچ عنوان نبايد توفيقات سياستمداران را تنها به حساب خودشان گذاشت.  چندی پیش- قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم- ماهنامه مدیریت ارتباطات با عفت مرعشی، همسر آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی گفت‌وگوی مفصلی در مورد زندگی خصوصی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی این خانواده مؤثر در نظام جمهوری اسلامی، انجام داده بود که بازخوانی بخش‌هایی از آن- زندگی شخصی با آیت‌الله- خالی از لطف نیست. متن کامل این مصاحبه از آدرس اینترنتی اعلام شده در پایان این بخش قابل تهیه و مطالعه است.

چطور با آقای هاشمی آشنا شدید؟‌

ما با آقای هاشمی فامیل بودیم. من از طرف مادر پدرم با ایشان فامیل هستم. جد ایشان آقایی بود به نام حاج هاشم و فامیل «هاشمی» از همان نام گرفته شده است. آن موقع که نام خانوادگی وجود نداشت و وقتی قرار شد هر کسی نام خانوادگی انتخاب کند، آنها عنوان «هاشمی» را انتخاب کردند. در اصل عنوان هاشمی به کسی تعلق می‌گیرد که سید باشد، اما آنها سید نبودند و از پدربزرگشان کلمه هاشمی را گرفتند. حاج هاشم، مرد بزرگ و ثروتمندی بود. پدر ‌آقای هاشمی از نواده‌های حاج هاشم است. مادر بزرگ من که مادر پدرم می‎شود، باز هم از همان نواده‌های حاج هاشم است. ما تقریباً با هم فامیل بودیم ولی فامیلی که خیلی با هم رفت‌و‌آمد نداشتیم.

 حاج آقا را کجا دیدید یا حاج آقا کجا شما را دید؟

من حاج آقا را خیلی دیده ‌بودم ولی حاج آقا مرا اصلاً ندید. چون حاج آقا گهگاه می‎آمد خانه پدر من.

 یعنی شما خواستگاری کردید؟

نه، من خواستگاری نکردم. او مرا ندیده بود، چون آن موقع مثل حالا نبود که خانم‌ها هر جا حضور داشته باشند و زن و مرد در یک جمعی کنار هم بنشینند؛ حتی پسرعموهایمان هم که خانه‌ ما می‎آمدند، ما جلو نمی‌رفتیم، چه برسد به آقای هاشمی.

 پس چطور این وصلت صورت گرفت؟ چطور شد که حاج آقا شما را انتخاب کردند؟

آن زمان اینگونه نبود که بروند دختری را ببینند و انتخاب کنند. خانواده‌ها می‎رفتند دختر را می‎دیدند و بعد بزرگ‌ترین دختر را انتخاب می‎کردند. من هم خواهر بزرگ‌تر بودم پس مرا انتخاب کردند.

 از طرف خانواده آقای هاشمی چه کسی برای خواستگاری آمد؟

برنامه خواستگاری من خیلی جالب بود. آقای اخوان مرعشی که نجف ساکن بودند -آنها پسرعموهای پدر من بودند- در یک میهمانی مرا برای آقای هاشمی خواستگاری می‎کنند. پدر من هم قبول می‎کنند، چون پدرم خیلی روحانیت را دوست داشت. پدرم موافقت کرد بدون اینکه به من بگوید. البته من مقداری مخالفت کردم اما بعد....

 یعنی آقای هاشمی را نمی‌خواستید؟

مخالفتم به دلیل اینکه آقای هاشمی را نمی‌خواستم، نبود. مخالفت کردم که چرا بدون اجازه من قبول کردند و به من اطلاع نداده بودند.

 شما نسبت به دخترهای آن موقع خیلی بازتر فکر می‎کردید، چون آن زمان دخترها معمولاً در این مسائل حق اعتراضی نداشتند.

خب ما اعتراض کردیم، چون پدرم به خودم نگفته بودند که قبول کردند. من گفتم چرا این کار را کردید.

 درس خوانده بودید؟

چون دخترها آن موقع بی‌حجاب بودند، من توی خانه درس می‎خواندم.

 مبارزات حاج‌آقا همان ایام آغاز شد؟

ازدواج که کردیم، آمدیم قم.‌ دوران مبارزه تقریباً همزمان با تولد فائزه بود که حاج‌آقا را برای سربازی بردند. البته داخل جمع خودشان مبارزه را شروع کرده بودند ولی مشخص نشده بود که به چه شکل است. زمانی که سرباز شدند، فائزه تقریباً دو، سه ماهه، محسن دو ساله و فاطمه سه ساله بود.

من هم همراه حاج آقا بودم و با کارهایش مخالفت نمی‌کردم. او بیرون مبارزه می‎کرد، من منزل و بچه‌ها را اداره می‎کردم. اگر برنامه‌ای هم پیش می‎آمد، باز هم وظایفی را انجام می‎دادم.

 می‎شود یکی از آن برنامه‌هایی را که باید انجام می‎دادید و دادید را بگویید؟

ایشان اوایل مبارزه خیلی از ما کمک نمی‌خواستند. دو ماه سربازی بودند. بعد که آمد، مدتی گذشت و دستگیر شدند و ایشان را از قم به تهران آوردند. برای من با 3 تا بچه، نبودن ایشان و دوری از پدر و مادر یک مقدار سخت بود ولی جا نخوردم و زندگی را به نحو احسن اداره کردم.

 حاج آقا تا به حال با شما دعوا کرده‌اند؟

دعوا نبوده، گفت‌وگو بوده، نمی‌شود بگوییم دعوا.

 هدفم از طرح سؤال این است که می‎خواهم ببینم حاج آقا چقدر از ابتدا تا الان نگاهشان تغییر کرده است؛ الان شاید خیلی مهم نباشد که حاج آقا طرفدار حقوق زنان باشد ولی آن موقع حاج آقا چقدر برای زنان ارزش قائل بود و چقدر نگاه ایشان از آن زمان تا حالا تغییر کرده است؟

تغییری نکرده است.

 یعنی از اول حاج آقا همین نگاه باز را به حضور اجتماعی زنان داشتند؟

بله، خیلی.

 می‌خواهم یک سؤال خصوصی‌تر بپرسم. اگر دوست داشتید جواب بدهید. تا حالا شده از اینکه با حاج آقا ازدواج کرده‌اید، پشیمان شوید؛ حتی برای یک لحظه؟‌

نه، هیچ وقت.

 حتی در تمام دورانی که ایشان در زندان بوده‌اند؟

من خودم هم تقریباً بدم نمی‌آمد که ایشان مبارزه ‎کند، به خاطر اینکه برای دین مبارزه می‎کردند، ما هم مسلمان بودیم. وقتی اسم دین و قرآن می‎آمد وسط، ما هم قبول می‎کردیم.

 هنوز هم همین نگاه را دارید؟

هنوز هم همین نگاه را دارم.

 چه دوره‌ای بیشترین فشار روی آقای هاشمی بوده، یعنی شما در خانه بیشتر لمس کرده‌اید که فشار روی ایشان است؛ چه به لحاظ سیاسی، چه اجتماعی یا فشار کاری؟

حاج آقا آنقدر خونسرد است که هیچ‌وقت آدم نمی‌تواند بگوید کی و چه فشاری روی ایشان آمده است. موقعی که مبارزه می‎کردند، زندان می‎رفتند، بر می‌گشتند و... حالتشان یکسان بود.

 آیا با شما در مورد فشارهایی که روی ایشان بود، درد دل می‎کردند؟

نه، خیلی از شکنجه‌هایش را نمی‌گفت، الان هم از آن موقع چیزی نمی‌گوید. در اولین ملاقاتی که من با آقای هاشمی در زندان داشتم، وقتی از زندان آمدم بیرون، همه سؤال کردند که وضعیت پایش چطور بود؟ گفتم من چیزی نمی‌دانستم. قضیه از این قرار بود که ایشان را کتک و شلاق زده بودند، پایش خیلی مجروح شده بود و برده بودند بیمارستان. حالش که بهتر شده بود، یک ملاقات به ما داده بودند.

دفعه دوم که رفتم ملاقات، از ایشان سؤال کردم که قضیه پایت چه بوده؟ گفت هیچی نبوده. بلند شد، گفت ببین راه می‎روم. باز هم چیزی نگفت، هنوز هم نمی‌گوید. هنوز هم از شکنجه‌هایش نمی‌گوید.

 هیچ‌وقت شما از ایشان درخواست نکردید که به خاطر فشارها مسؤولیت‌ها را کم کند یا اینکه چرا آنقدر خودت را درگیر می‎کنی؛ اینها اعتراضاتی است که خانم‌ها معمولاً دارند.‌

نه، بدم نمی‌آمد که مبارزه کند. من خودم هم تقریباً مبارز بودم.

 منظورم بعد از انقلاب است.

نه، هیچ‌وقت. وقتی می‎تواند کار کند چرا من جلوی کارش را بگیرم. خب خودش دوست دارد کار کند. اینگونه کار کردن  فشار هم به دنبال دارد اما توجه نمی‌کند. کسی که چیزی را دوست دارد، فشار را احساس نمی‌کند.

 یعنی شما معتقدید که حاج آقا در این چند سال اخیر هم خیلی راحت کار می‎کرده؟

راحت، چون به خواست خودش بوده. وقتی انقلاب شد کلاً همه با شوقی خاص کار می‎کردند. بعد از این همه شکنجه و زندان و...، حالا به آن خواسته‌هایشان رسیده بودند. خب همه خوشحال بودند و کار هم رویشان اثر نمی‌گذاشت. هر چقدر هم که کار می‎کردند واقعاً من نمی‌دیدم که احساس خستگی بکنند.

 شما در زمانی که آقای هاشمی رئیس‌جمهور بودند، در سفرهایی که ایشان می‌رفتند، مخصوصاً سفرهای خارجی، همراهشان می‎رفتید؟

بله می‎رفتم.

 این جزء پروتکل رسمی دولت بود که همسران رئیس جمهور همراه آنها بروند؟‌

بله می‎رفتند، فکر می‎کنم که الان هم می‎روند. شما بهتر می‎دانید.

 اینکه می‌گویید فکر می‌کنم الان هم می‌روند معنی‌اش این است که شما با همسران رؤسای‌جمهور بعد از آقای هاشمی ارتباطی ندارید؟

با همسر آقای خاتمی از اول ارتباط داشته‌ایم، الان هم داریم ولی با خانم آقای احمدی‌نژاد، نه. از اول ارتباط و نشست نداشتیم، هنوز هم نداریم.

 اصلاً ایشان را ندیده‌اید؟‌

چرا ایشان را در مرقد یا منزل امام و جاهای دیگر دیده‌ام، خانم خیلی خوبی هم هستند ولی رفت‌وآمد خانوادگی نداریم.

 با آقای خاتمی چطور، الان هم رفت‌وآمد دارید؟

با خانم آقای خاتمی الان هم ارتباط داریم.

 معمولاً همسران رؤسای جمهور کارهای عام‌المنفعه انجام می‎دهند.

من کار می‎کردم ولی کاری که اسم داشته باشد و دفتر داشته باشد، نداشتم. گاهی برخی افراد خواسته‌هایی داشتند، من انجام می‎دادم. در زمان جنگ گروهی تشکیل داده بودیم، آدرس می‎گرفتیم پائین شهر و به نیازمندان کمک می‌کردیم. به خانواده‌هایی که بچه‌هایشان به جبهه رفته بودند، سر می‌زدیم و اگر کاری داشتند کمکشان می‎کردیم. می‎گفتیم هر کاری دارید بگویید، مثلاً اگر یخچالتان خراب شده، اعلام کنید ولی اینکه من دفتر داشته باشم و اسم داشته باشم، نه خودم خوشم می‎آمد، نه آقای هاشمی. ولی به نوعی دیگر کار می‎کردم، جهیزیه عروس می‎دادیم و....

 یعنی کارتان به شکل غیررسمی بود؟

بله، غیررسمی بود توی خانه.

 بودجه ای در اختیار داشتید؟

نه، بودجه‌ای نداشتیم. برای انصار مجاهدین بودجه در اختیار ما قرار می‎دادند، چون امام فرموده بودند که بروید سراغ خانواده‌هایی که جبهه می‎روند که تقریباً فقیر هم بودند. برای اینها بعضی چیزها به ما می‎دادند و ما هم می‎بردیم. خیلی‌ها نمی‌گرفتند، خیلی‌ها هم می‎گرفتند.

ادامه این مصاحبه را از اینجا تهیه و مطالعه فرمائید.

این ماهنامه تا کنون مصاحبه‌های اختصاصی با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و محمد هاشمی را نیز منتشر کرده است.

تهیه متن کامل مصاحبه اختصاصی ماهنامه مدیریت ارتباطات با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی: اینجا

تهیه متن کامل مصاحبه اختصاصی ماهنامه مدیریت ارتباطات با محمد هاشمی: اینجا 

تدبیرهای ساده برای کمک به دولت امید:

پروژه‌های کلنگ و روبان را تعطیل کنیم!

پروژه‌های کلنگ و روبان را تعطیل کنیم!

فرزانه بنی‌هاشم‌نژاد، پژوهشگر ارتباطات در چهلمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات در یادداشتی با عنوان « تدبیرهای ساده برای کمک به دولت امید» با اشاره به اینکه مردم وعده‌های انتخاباتی رئیس‌جمهور را فراموش نخواهند کرد آورده است: با شروع به کار دولت یازدهم فرصتی حاصل شده تا روابط‌عمومی‌ها نقش تأخیری خود در تصویرسازی سازمان را به یک نقش مقدماتی و پیش‌رو در تغییر رویکردهای ارتباطی سازمان بدل کنند.

وی راهبردهای تحقق این هدف را چندان سخت و پیچیده ندانسته و به ذکر عناوین راهبردهای مدنظر خود و شرح مختصر هر یک پرداخته است.

عناوین این راهبردها در ذیل آمده است. متن کامل این یادداشت را می‌توانید از اینجا تهیه و مطالعه کنید.

1-     تولید اطلاعات را سر و سامان دهیم.

2-     در توزیع اطلاعات بازنگری کنیم.

3-     به شبکه‌سازی گروه‌های مردم‌نهاد کمک کنیم.

4-    پروژه‌های کلنگ و روبان را تعطیل کنیم.

5-     مدیران را به نقد رسانه‌ها عادت دهیم.

6-    نشست‌های صبحانه کاری با ذی‌نفعان کلیدی سازمان را احیا کنیم.

7-    شفافیت سازمانی را از روابط‌عمومی شروع کنیم.

8-    برای سازمان سخنگو تعریف کنیم.

ماهنامه مدیریت ارتباطات تا کنون مطالب متنوعی را در مورد انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم و دولت تدبیر و امید منتشر کرده است. از جمله:

·        ديدگاه هاي ارتباطي رئيس جمهور منتخب تهیه متن کامل: اینجا

·   گفت و گو با محمدرضا عارف در مورد كناره گيري از رقابت هاي انتخابات رياست جمهوري: خوشبين تر از خاتمي بودم– تهیه متن کامل: اینجا

·   گفت و گو با سيدمحمد غرضي، كانديداي يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري: رسانه اي نداريم كه از حقوق عامه دفاع كند- تهیه متن کامل: اینجا

·   گفت و گو با سيداحمدمعتمدي، وزير اسبق ارتباطات و فناوري اطلاعات: وزارت ارتباطات را نابود كردند– تهیه متن کامل: اینجا

·   عذرخواهي كانديداها از يكديگر پشت دوربين؛ گفت و گو با حسن عابديني، مجري برنامه گفت و گوي ويژه خبري كانديداها– تهیه متن کامل: اینجا

·   مطبوعات ضعيف ترين رسانه انتخاباتي لقب گرفتند؛ ارزيابي كارشناسان رسانه از عملكرد رسانه هاي داخلي در انتخابات رياست جمهوري سال 1392– تهیه متن کامل: اینجا

·        روحاني مچكريم!؛ نگاهي به شكل گيري «لطيفه هاي زنجيره اي» و ويژگي هاي آنها – تهیه متن کامل: اینجا

·        آسيب شناسي كمپين تبليغاتي هشت كانديد يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري- تهیه متن کامل: اینجا

·        رسانه ها مردود شدند؛ ارزيابي مهدي فضائلي از عملكرد رسانه ها در حوزه نظرسنجي انتخابات 92- تهیه متن کامل: اینجا

·        رهاشدگي و آشفته بازار نظرسنجي؛ گفت و گو با رييس ايسپا در باره نظرسنجي هاي سال 92- تهیه متن کامل: اینجا

لباس به مثابه یک رسانه!

لباس، بهانه‌ای شده است تا فاطمه پورمعصوم به همراه شفیع بهرامیان، محمد جواد منصورزاده، حسین سرافراز و محمد دشتی، پرونده مدیریت ارتباطات فرهنگی چهلمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات را آماده کنند.

·         لباس‌ها‌، اولین حرف را می‌زنند...

·         فرشته کاوه، دبیر جشنواره طراحی ژورنال ایرانی - اسلامی: لباس را هم بپوشید و هم با آن، اطلاع‌رسانی کنید

·         از کوزه همان برون تراود که در اوست؛ برای برقراری ارتباط مؤثر، به لباسی در خور هویت‌مان نیاز داریم

·         رخت بندری‌ها، نشان از عمر تنگستان دارد

·         لباس، نشانه‌‌ای رسمی برای ورود به یک فرهنگ

·         خط ارتباطی هویت ایرانی  در رنگین کمان رنگ‌ها و طرح‌ها؛ نگاهی به نقش پوشش زنان ایرانی در برقراری و حفظ ارتباطات نسلی

مطالب این پرونده را تشکیل می دهند. بخشی از دیدگاه‌های فرشته کاوه، دبیر جشنواره طراحی ژورنال ایرانی – اسلامی را در اینجا می‌خوانید:

 

فرشته کاوه، دبیر جشنواره طراحی ژورنال ایرانی اسلامی در گفت‌وگو با ماهنامه مدیریت ارتباطات:

 لباس را هم بپوشید و هم با آن، اطلاع‌رسانی کنید

·     تفسير انسان بدون پوشاك او ميسر نيست زيرا از طريق لباس مي‌توان هويت قومي، جغرافيايي، سياسي، مذهبي و... هر فرد را دريافت. در ميان جامعه‌شناسان نيز پوشاك از مهم‌ترين ابزار شناخت جامعه است، به گونه‌اي كه از پوشاك‌ با تعبير «زبان پوشاك» نام‌ مي‌برند، لذا لباس نشان هويت اجتماعي و حيات تاريخي نسل‌هاست.

·     لباس دارای دو کارکرد پوشش و اطلاع‌رسانی است که به نظر می‌رسد متناسب با زمان،‌ سطح درآمد و طبقه اجتماعی، فرهنگ، سن و برخی متغیرهای دیگر، اهمیت کارکرد دوم لباس برای برخی افراد افزایش می‌یابد. ما با لباس خود، همواره با دیگران ارتباط برقرار می‌کنیم و دیگران بر مبنای لباس راجع به شخصیت ما، طبقه اجتماعی ما، تحصیلات ما، روحیات ما و بسیاری دیگر از حالات و ابعاد شخصیتی ما قضاوت خواهند داشت. در بسیاری از مواقع، لباس‌ها ماهیت صنفی و طبقه‌ای هم پیدا کرده‌اند مانند لباس روحانیون، لباس کارگران، لباس اشراف،‌ لباس ورزشکاران، لباس دانش‌آموزان، لباس پزشکان و.... بنابراین لباس زبان غیرکلامی برای ارتباط بین انسان‌هاست. لباس و پوشش براي افراد معنا و هويت اجتماعي به همراه دارد. طراحي لباس علم است و ما با لباس‌مان به صورت سربسته با ديگران حرف مي‌زنيم. در بسياري از مراسم اين لباس است كه صحبت مي‌كند، لباس يك زبان اجتماعي است و تنها كاركردش پوشش بدن نيست.

·      شاخص‌های زیادی در طراحی لباس دخیل هستند؛ مثل سن، موقعیت اجتماعی، رنگ پوست و مو، بلندی و کوتاهی قد، چاقی و لاغری اندام و موقعییت زمانی و مکانی استفاده از لباس و ورای همه این موارد، پیام لباس مورد توجه قرار می‌گیرد. در واقع همواره سعی می‌کنیم تا برای هر موضوع،‌ مکان،‌ زمان و هر مناسبتی از لباس خاص و متناسب با آن استفاده کنیم. چرا که می‌دانیم باید بین پیام لباس‌مان و موضوع محل حضورمان تناسب و سنخیت وجود داشته باشد تا بینندگان، درک درست یا بهتری از ما داشته باشند. این مسأله برای خیلی از ما اهمیت اساسی دارد. باید توجه داشت که بسیاری از افراد به لباس به عنوان رسانه نگاه نکرده و توجه جدی به آن نمی‌کنند، اما این رسانه، چه بخواهیم و چه نخواهیم به اطلاع‌رسانی درباره ما می‌پردازد و دیگران بر مبنای اطلاعات دریافتی از وضع ظاهر ما (لباس و آرایش سر و صورت) از ما قضاوتی اولیه داشته و آن را مبنای نوع و سطح ارتباط با ما قرار می‌دهند. مد لباس و گرایش به لباس‌های مد روز نیز از همین زاویه قابل تحلیل است. از این طریق، با استفاده از لباس‌های مد شده، تلاش می‌کنیم خود را افرادی به‌روز، شاد و سرزنده و همراه با جمع معرفی کنیم. در بسیاری از موارد پیام لباس به خود ما هم می‌رسد و خود نیز پیام لباس را دریافت می‌کنیم. خیلی وقت‌ها از بعضی از افراد می‌شنویم که می‌گویند: «این لباس روحیه‌ام را خسته کرده است»، یا این‌که «از پوشیدن این لباس احساس شادی یا اعتماد به نفس بیشتری می‌کنم». بنابراین نمی‌شود از اهمیت اطلاع‌رسانی لباس غافل شد.

·      گفته می‌شود که لباس معرف شخصیت و رنگ آن معرف احساسات درونی شخص است و از احساسات درونی او الهام می‌گیرد. در تاریخ ما نیز رنگ‌ها مفهوم خاصی داشته و دارند. با بررسی، چه از دید مذهب و چه از دید جامعه، مشاهده می‌کنیم که در ایران از قدیم‌الایام تنوع رنگ وجود داشته است.

·     پوشاک یکی از بارزترین سمبل‌های فرهنگی، مهم‌ترین و مشخص‌ترین مظاهر قومی و سریع‌الانتقال‌ترین نشانه فرهنگی است که به سرعت تحت تأثیر پدیده‌های فرهنگ‌پذیری در بین جوامع گوناگون انسانی قرار می‌گیرد، تا جایی که می‌توان با تغییر پوشاک یک جامعه، نوع معیشت و شیوه تولید آنها را نیز دچار گرگونی کرد و تغییرات و تحولاتی در ساختار زندگی اجتماعی آن جامعه ایجاد کرد. امروزه مهندسي فرهنگ در لباس، براساس زندگي به سبك ايراني ـ اسلامي، يك ضرورت اجتناب‌ناپذير بوده و متوليان امر بايد براي تثبيت هويت ايراني از مباني روان‌شناختي طيف‌هاي مختلف جامعه بهره‌برداري كنند و با اتخاذ روش‌هاي مناسب و رعايت اصول فني در جهت برند‌سازي لباس ايراني اسلامي گام بردارند.

·     «مد» يك هنجار ناپايدار است كه براي عده‌اي از افراد به دليل تمايز يافتن با ديگر اقشار جامعه، اتفاق مي‌افتد. پس مي‌توان گفت که مد، اشاعه سريع كالا يا گرايش يك رفتار در بين افراد جامعه است. البته مد و مدگرايي صرفاً در پوشش افراد، خودنمايي نمي‌كند بلكه تمامي شئونات زندگي را در برگرفته و در همه سنين وجود دارد.

گفتنی است علاقه‌مندان می‌توانند این شماره از ماهنامه را توسط نرم‌افزار «برگ» (کیوسک الکترونیکی مطبوعات) بر روی گوشی‌های و تبلت‌های دارای سیستم عامل اندروید خریداری کرده و مطالعه کنند. نرم‌افزار اندرویدی «برگ» از نشانی http://cando.asr24.com  قابل دریافت است. آرشیو کامل ماهنامه مدیریت ارتباطات و همچنین شماره فعلی، از طریق آدرس http://www.magiran.com/cmmagazine   قابل تهیه و مطالعه است. این ماهنامه از طریق سایت www.prshop.ir  نیز برای درخواست‌کنندگان، ارسال می‌شود.

نگاهی به شکل‌گیری «لطیفه‌های زنجیره‌ای» روحانی مچکریم!

نگین حسینی، پژوهشگر  ارتباطات در چهلمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات نگاهی به شکل‌گیری «لطیفه‌های زنجیره‌ای» روحانی مچکریم! داشته و به ذکر ویژگی‌های اینگونه لطیفه‌ها پرداخته است.

وی با یادآوری اینکه: انتخاب رئیس جمهور جدید به عنوان اتفاقی سیاسی در جامعه ایران با برخی وقایع اجتماعی، ورزشی و اقتصادی همزمان شد تا طنز «روحانی مچکریم» قوام بیشتری پیدا کند آورده:  دلپذیر شدن هوای تهران در خرداد ماه، راهیابی تیم‌ملی فوتبال به جام‌جهانی، زنجیره پیروزی‌های شگفت‌انگیز تیم‌ملی والیبال در مسابقات لیگ جهانی، پایین آمدن نرخ ارز و صعود نجومی بازار سهام، مهم‌ترین وقایعی بود که با پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری همزمانی معناداری پیدا کرد و البته این اذهان سیاست‌زده مردم بود که در کنار طبع طنازشان به این همز‌مانی‌ها، معنا بخشید و آن را در قالب لطیفه‌های «روحانی مچکریم» درآورد که می‌توان آنها را نمونه‌ای دیگر از لطیفه‌های زنجیره‌ای نامید. پیش از این نیز جامعه طناز ایرانی، زنجیره‌هایی از جوک‌ها‌ یا لطیفه‌ها را در قالب‌های مختلفی ساخته که «پ‌ن‌پ» و «مملکته داریم» معروف‌ترین آنها بوده است.

حسینی تأکید کرده: حالا سه ماه می‌شود که اذهان خلاق و مبتکر دست به کار شده‌اند و از کوچکترین اتفاق‌های زندگی شخصی خود گرفته تا امور محال و مسائل ساده و پیش‌پاافتاده، همگی را به لطیفه‌هایی معنی‌دار و حتی گاه بی‌مزه و بی‌معنی تبدیل کرده‌اند و تمامی وقایع خوب اتفاق‌افتاده یا نیافتاده را به پیروزی آقای روحانی نسبت داده‌اند: خوش‌اخلاق شدن پشه‌ها، بهتر شدن دستپخت مادر، رفع شدن صدای مزاحم کولرهای قدیمی، خنکی هوا در رمضان تابستانی، گرفتن بقیه پول از مغازه‌دار محله به جای چسب زخم، طولانی‌تر شدن میزان شارژ باتری موبایل‌ها و هزاران هزار نکته واقعی در زندگی فردی و اجتماعی و مواردی تخیلی، دستمایه آفرینش لطیفه‌های «روحانی مچکریم» شده‌ و دامنه‌ای وسیع به لحاظ کمی و موضوعی ایجاد کرده‌اند که هر گونه تفکیک یا دسته‌بندی دقیق این نوع لطیفه‌ها را دشوار می‌کند.

با این حال، در نگاهی کلی می‌توان گفت که دسته‌ای از لطیفه‌های زنجیره‌ای «روحانی مچکریم» به مشکلات اجتماعی اشاره دارند و به طور غیرمستقیم انتقادی هستند:

 از وقتی روحانی رئیس جمهور شده، فیسبوک فیلتر نیست. روحانی مچکریم.

 لب پنجره نشسته بودم، یهویی دیدم یه هلیکوپتر اومد بالا ساختمونمون و یه مأمور نیروی انتظامی با عملیات راپل اومد رو پشت‌بوم، دیش ماهواره‌مونو تنظیم کرد و رفت. روحانی مچکریم.

دسته‌ای دیگر از این لطیفه‌ها شخصی‌ترین نکته‌های زندگی و حتی مشکلات کوچک و بی‌اهمیت را در قالب شوخی بیان می‌کنند:

 از وقتی روحانی رئیس‌جمهور شده لباسام دیگه بوی سیگار نمی‌گیرند. روحانی مچکریم.

 از وقتی روحانی رئیس‌جمهور شده عکس‌هام خوب لایک می‌خورن. روحانی مچکریم.

و دسته‌ای دیگر، وقوع اتفاق‌هایی نادر، غیرقابل باور و گاه کم‌اهمیت را به رئیس جمهور جدید نسبت می‌دهند:

 از وقتی روحانی رئیس جمهور شده، شارژ گوشیم تموم نمیشه. روحانی مچکریم.

 الان پشه اومد بهم گفت: سلام، نیشت بزنم؟ گفتم: نه عزیزم مرسی... گفت خواهش می‌کنم و رفت. پشه‌ها چه باادب شدن! روحانی مچکریم.

این پژوهشگر ارتباطات در ادامه با طرح این پرسش که آیا این موضوع، شوخی عامیانه، طنز یا کمدی؟ است به بیان ویژگی‌های لطیفه‌های زنجیره‌ای پرداخته و در پایان آورده است:

در پس شکل‌گیری لطیفه‌های زنجیره‌ای «روحانی مچکریم» که حل و فصل همه مشکلات ریز و درشت را به انتخاب رئیس جمهور جدید مربوط می‌کند، سؤال یا سؤالاتی نهفته است؛ از جمله این‌که:

آیا زنجیره لطیفه‌های «روحانی مچکریم»، بازتاب روحیه حاکم بر جامعه‌ای است که منتظر آمدن «قهرمان» یا آن‌چنان که امیرکبیر می‌گفت «پهلوانی از غیب» است تا گره از هزار و یک مشکل‌شان باز کند؟

آیا برعکس فرضیه بالا، این لطیفه‌ها نگاهی انتقادی دارند به این تفکر که «کلید» همه قفل‌ها در دست یک نفر است؟

آیا اساساً پیدایش این لطیفه‌ها، بخشی از کمپین تبلیغاتی نامزد منتخب بوده تا زنجیره حمایت‌های عمومی را حتی پس از پیروزی در انتخابات محکم نگه دارد؟

آیا برخلاف فرضیه بالا، لطیفه‌های «روحانی مچکریم» بخشی از واکنش جناح رقیب در کمپین‌های انتخابات بوده که می‌خواسته عنصر اصلی تبلیغات نامزد برنده، یعنی «کلید» را به سخره بگیرد؟

هر یک از این سؤالات می‌تواند موضوعی جالب برای تحقیقاتی بین‌رشته‌ای باشد و پاسخگویی به آنها گوشه‌‌هایی از زمینه‌های شکل‌گیری «لطیفه‌های زنجیره‌ای» را از جنبه‌های مختلف نمایان خواهد کرد.

متن کامل این یادداشت را از اینجا تهیه و مطالعه فرمایید.

پیش از این نگین حسینی در یادداشتی که بازتاب وسیعی در رسانه‌ها داشت به بررسي پديده پ نه پ از ديدگاه ارتباطي پرداخته بود. متن این یادداشت نیز از اینجا قابل تهیه و مطالعه است.

آسیب‌شناسی کمپین تبلیغاتی هشت کاندید یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری:

                 کاندیداهای ریاست‌جمهوری با چه اهدافی به کارزار انتخابات وارد شدند؟

 

دکتر محمود دهقان، استاد و پژوهشگر  تبلیغات در چهلمین شماره ماهنامه مدیریت به آسیب‌شناسی دقیق کمپین تبلیغاتی هشت کاندید یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری پرداخته است. او با تشریح پنج حلقه اصلی به‌هم پیوسته کمپین‌های تبلیغاتی به بررسی کمپین‌های هر یک از کاندیداها پرداخته است.

دکتر دهقان با تحلیل موقعیت یا شناخت واقعیت‌‌های‌‌ جامعه‌‌ای که کاندیدا وارد کارزار انتخاباتی می‌‌شود ادامه داده است:

داوطلبان با یکی از پنج هدف زیر به انتخابات ریاست جمهوری یا مجلس شورای اسلامی یا شورای شهر وارد می‌‌شوند:

وزن‌‌کشی، بیان دیدگاه‌ها، ائتلاف، مبارزه برای پیروزی و توهم پیروزی.

او به تشریح و ارائه تعریف از هر یک از اهداف فوق پرداخته و ادامه داده:

مهندس غرضی به عنوان فرد حقیقی و جبهه پایداری به عنوان فرد حقوقی و جریان فکری جدید، با هدف اول یعنی برای وزن‌کشی اجتماعی وارد کارزار انتخابات شدند. کمپین دکتر عارف براساس هدف دوم، یعنی دفاع قوی از عملکرد هشت ساله دولت اصلاحات و به رخ کشیدن بحران‌های داخلی و خارجی حاصل از هشت سال حاکمیت دولت اصولگرای احمدی‌نژاد تنظیم شده بود. کمپین تبلیغاتی دکتر ولایتی، دکتر قالیباف و دکتر حداد عادل برای تحقق مورد سوم یعنی ائتلاف و تعیین نامزد نهایی از میان آن سه کاندید مؤتلف تنظیم شده بود، گرچه در عمل با کنار کشیدن حداد عادل، هدف دو کاندید باقیمانده از ائتلاف بر ادامه مبارزه تا پیروزی تغییر یافت. کمپین تبلیغاتی دکتر حسن روحانی و دکتر محسن رضایی با هدف ادامه مبارزه تا پیروزی یعنی مورد چهارم تنظیم شده بود. هدف کمپین آقای دکتر سعید جلیلی با توهم وزن اجتماعی سنگین جبهه پایداری در جامعه یعنی مورد پنجم تنظیم شده بود. همین توهم پیروزی در عمل باعث عدم همراهی دکتر جلیلی برای ائتلاف با سایر کاندیداهای اصولگرا شد، در حالی‌که حمایت جبهه پایداری از وی، نه تنها وزن سیاسی دکتر جلیلی را افزایش نداد بلکه به دلیل تندروی‌های افراد وابسته به آنها در جریان حمله به آقای هاشمی رفسنجانی و دکتر لاریجانی در قم، وزن سیاسی وی را کاهش داد و موجب ریزش آرا شد.

متن کامل این پژوهش علمی را اینجا تهیه کرده و بخوانید.

آغاز تعامل فعالان روابط‌عمومی با دولت یازدهم

 

امیر عباس تقی‌پور

مدیرمسؤول ماهنامه مدیریت ارتباطات

عضو هیئت‌مدیره انجمن روابط‌عمومی ایران

 

 

ارائه فهرستی بر اساس نظر مشورتی فعالان روابط‌عمومی کشور به دولت تدبیر و امید که در آن برای تصدی مدیریت روابط‌عمومی هریک از وزارتخانه‌ها حداقل 3 نفر معرفی شده‌اند، از جهات مختلف قابل ارزیابی است و از آنجایی که چند چهره سرشناس حوزه ارتباطات از آغاز فعالیت‌های انتخاباتی دکتر حسن روحانی در کنار وی به ایفای نقش پرداخته‌‌اند انتظار می‌رود فهرست ارائه شده در حد یک مشورت صنفی هم که شده مورد توجه قرار گیرد، اما فارغ از مقبول واقع شدن یا نشدن این فهرست، اقدام انجام شده به شرط اینکه فقط، مختص به این موضوع نشده و بوی سهم‌خواهی ندهد، به لحاظ حرفه‌ای و صنفی، مهم است:

1-    این اقدام نشان می‌دهد متخصصان حوزه روابط‌عمومی، علاوه بر دستیابی به اعتماد به نفس و پختگی لازم، برای ایفای موفق‌تر نقش و مسؤولیت شان، مطالبه‌گر نیز شده‌اند! به هر حال، اختیار نصب و عزل مدیران روابط‌عمومی وزارتخانه‌ها و هر سازمان دیگری با مدیر ارشد آن وزارتخانه یا سازمان است. وقتی جمعی از فعالان روابط‌عمومی از آن‌ها می‌خواهند که در انتخاب مدیران روابط عمومی دقت کنند، یعنی روابط‌عمومی ها علاوه بر ارایه مشورت حرفه‌ای، مطالبه‌گر نیز شده‌اند. این مطالبه‌گری اگر در محدوده، اخلاق حرفه‌‌ای باقی بماند و به حاشیه کشیده یا کشانده نشود به سود روابط‌عمومی تمام خواهد شد.

2-    دقت در به کار گماردن افراد متخصص و ماهر در پست های کلیدی روابط عمومی، منجر به ایجاد رضایت‌مندی بیشتر در جامعه مخاطبان وزارتخانه یا سازمان مربوطه و مشارکت فعالانه متخصصان این حوزه در تصمیم‌سازی ها و تصمیم‌گیری‌های کلان خواهد شد. افراد متخصص و درس پس داده، امکان ایجاد هم‌افزایی از طریق جلب مشارکت و بهره‌مندی از نظرات استادان و کارشناسان این حوزه را برای شناسایی و حل مسائل ارتباطی سازمان متبوعشان خواهند داشت حال آنکه استادان و کارشناسان یک حوزه، خیلی حاضر به ارائه طرح و پیشنهاد به افراد غیر متخصص نیستند.

3-    بررسی سوابق عزل و نصب‌ها در حوزه روابط‌ عمومی مؤید این نکته است که در برخی از انتصاب‌های پیشین، اعتماد بین منصوب کننده و منصوب شونده، تنها ملاک نصب بوده و سایر فاکتورهای مهم، نظیر تجربه، دانش و مهارت‌های حرفه‌ای مورد توجه قرار نگرفته و شاید هم مرجعی برای معرفی افراد توانمند و شناخته شده، در کار نبوده است. اقدام اخیر، می‌تواند به مثابه در اختیار قرار دادن بانک اطلاعات حداقلی از متخصصان روابط‌عمومی به وزرای دولت تلقی شود. حداقلی از این بابت که همچنان، نیاز  به ایجاد بانک جامع اطلاعات متخصصان حوزه مدیریت ارتباطات و از جمله روابط‌عمومی‌ها محسوس است.

4-    فهرست ارائه شده، دربرگیرنده مجموعه‌ای از افراد درس پس داده و متخصص است و از آنجایی که به هیچ وجه زمان آزمون و خطا نیست، امکان تسریع در  آغاز فعالیت‌های حرفه‌ای روابط‌عمومی وزارتخانه‌ها و سازمان‌های مختلف را در دولت یازدهم فراهم می‌کند.

5-    برای پاسخگو بودن یک وزارتخانه یا سازمان بزرگ باید افردی با قابلیت انجام کارهای بزرگ، انتخاب شوند تا بتوانند با بهره‌گیری از پشتوانه فکری و تجربی قوی، شناخت مناسب و تجزیه و تحلیل مسایل به ارایه راه‌حل‌های ارتباطی مؤثر بپردازند.

 

بنابراین ارایه این لیست نشان از پختگی و خودباوری خانواده بزرگ روابط عمومی است؛ از طرفی نیز کمک بزرگی به دولت کرده تا افراد حرفه‌ای را سریعتر شناسایی کنند. در واقع این اقدام را بایستی سرآغاز تعامل فعالان روابط‌عمومی با دولت یازدهم دانست.

دکتر حسن روحانی، نه تنها در هنگام رقابت‌های انتخاباتی بلکه پس از آن هم تعامل با مجامع، سازمان‌ها و انجمن‌های صنفی را یکی از مهم‌ترین برنامه‌های دولت خود اعلام ‌کرد‌ه‌اند. ارایه این لیست می‌تواند به عنوان بخشی از آنچه باید انجام گیرد با پیشقدمی فعالان روابط‌عمومی، تلقی شود.

گفت‌وگو با سيدمحمد غرضی، کانديدای يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوری:

دولت آقای روحانی عکس‌العمل دولت آقای احمدی‌نژاد است

تقريباً 24ساعته با تمام دنيا در ارتباط هستم

قشنگ‌ترين جوک انتخابات از نظر غرضی!

سیدمحمد غرضی از کاندیداهای یازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری در گفت‌وگو با چهلمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات انتقادهای بسیار جدی از عملکرد رسانه‌ها در کشور مطرح کرده است. او به تشریح دیدگاه‌هایش در مورد انحوه رفتار جامعه و رسانه‌ها با او پرداخته و اعلام کرده که حتی به نفع آقای هاشمی رفسنجانی نیز کنار نمی‌کشید. گزیده‌ای از نظرات وی را در ذیل و متن کامل این گفت‌وگو را که توسط امیر لعلی و علی شاملو انجام شده است را می‌توانید از اینجا تهیه و مطالعه فرمائید:

·         من از کسی پرسیدم. گفتند که تو در شورای نگهبان 11 رأی آوردی. صحت و سقم آن را نمی‌دانم ولی گفتم خیر، من 12رأی آوردم و اگر آقای رضوانی که به رحمت خدا رفته است، بود، ایشان هم به من رأی می‌داد؛ چون از همه بیشتر من را می‌شناخت. بنابراین سوابق آشنایی من با عوامل انقلاب و شخصیت‌های انقلاب مربوط به دهه 30، 40 و 50 است.

·         از این‌که رسانه‌های ما را رسانه‌های خارجی مدیریت می‌کنند، خیلی ناراحتم.

·         رسانه ملی تکلیفش را انجام نداد، بقیه رسانه‌ها هم. رسانه‌ها مربوط به صاحبان قدرت هستند و هر کسی ماشین خودش را می‌راند. رسانه‌ای که از حقوق عامه دفاع کند، نداریم. رسانه ملی از حقوق قدرت سیاسی دفاع می‌کند. وقتی به جریان اجتماعی می‌رسد، اگر تناقض بین قدرت سیاسی و حقوق اجتماعی باشد، طرف قدرت سیاسی را می‌گیرد. بقیه مجله‌ها و روزنامه‌ها، هر کدام وابسته به یک گروهی هستند که اگر حرف‌های آنها را بزنی، نگه‌ات می‌دارند و اگر نزنی بیرونت می‌کنند.

......

  آيا کارکرد رسانه‌های اصلاح‌طلب باعث شد آقای روحانی انتخاب شود؟

دولت آقای هاشمی عکس‌العمل دولت آقای موسوی بود. دولت آقای خاتمی عکس‌العمل دولت آقای هاشمی بود. دولت آقای احمدی‌نژاد عکس‌العمل دولت آقای خاتمی بود و دولت آقای روحانی هم عکس‌العمل دولت آقای احمدی‌نژاد. مردم بعد از یک مدتی از سیاست‌مردان فاصله می‌گیرند و به یک فرد دیگر پناه می‌برند. این است که رسانه‌ها خیلی مؤثر نیستند. آن عملکرد دولت‌هاست که مردم را جابه‌جا می‌کند.

......

آيا رسانه‌ها شما را در انتخابات تخريب کردند؟

... رسانه‌ها طوری برخورد می‌کنند که انگار این حرف‌ها(حرف‌ها و برنامه‌های آقای غرضی) جوک است. شما بروید دنبال این‌که کشور را از طریق غیر از جوک اداره کنید. من هیچ نگرانی ندارم.

......

 اگر آقای هاشمی رفسنجانی ورود پيدا می‌کردند، به نفع ايشان کنار می‌رفتيد؟

نه، کنار نمی‌رفتم. حرف‌هایی که می‌زنم حرف‌هایی است که با گوشت، پوست و استخوان و رگ و سوابقم آمیخته است. به آقای هاشمی هم گفتم که وقتی آمدند روی کار، دلار 150تومان بود، وقتی رفتند 450تومان بود....

 تحليل شما از آرايی که کسب کرديد، چه بود؟ راه‌حل ارائه داديد. سخنانتان اميدبخش بود، اما نتيجه چه بود؟

دیگران به من گفتند که ما حرف‌های تو را قبول داشتیم، خود تو را هم خیلی قبول داشتیم، اما ترسیدیم از این‌که آقای روحانی رأی نیاورد و بعد گرفتاری پیدا شود. بیشتر می‌گفتند که به خاطر ترس از اصولگراها ما به تو رأی ندادیم تا روحانی حتماً رأی بیاورد. این حرفی است که خیلی‌ها به من زدند.

 عالم سياست بازنشستگی ندارد؟

نه بازنشستگی دارد و نه می‌تواند منقطع بشود. بسیار واجب است که همین طور مثل واجب شرعی انجام شود.

 در انتخابات بعدی هم ممکن است شما را ببينيم؟

نگاه می‌کنم به موضوع و قضیه. مثلاً وقتی که به نظام مهندسی نگاه کردم، دیدم این یک واجب اجتماعی است و از من برمی‌آید و پای آن ایستادم. بستگی به موضوع قضیه دارد.

 نظرتان در مورد کابينه اعلام شده چيست؟

افراد بسیار خوب و معتبری هستند. شخصیت‌های زحمت‌کشیده‌ای که همه از یاران امام و از یاران جمهوری اسلامی هستند. امیدوارم که این بار که آقای روحانی 18میلیون رأی آورد دفعه بعد 40میلیون رأی بیاورد.

 به عملکرد اين کابينه اميدواريد؟

امیدوارم به این‌که بتوانند کشور را حفظ کنند، رضایت مردم را جلب کنند و بر معضلات فائق بیایند. همه اینها عزیزان و دوستان انقلاب هستند. من همه اینها را می‌شناسم.

 ......

 با تلفن‌های تصويری مخالفت‌هايی می‌شود. نظر شما چيست و فکر می‌کنيد چقدر اين تلفن مورد استقبال واقع می‌شود؟

مثل ماهواره و مثل بقیه چیزهاست. همان قدر که مخالفت با ماهواره نگرفت، مخالفت با این هم نمی‌گیرد. اسلام که با ابزار مخالفت ندارد. اسلام با سوءاستفاده از ابزار مخالف است. مثل این‌که بگوییم شمشیر چون برنده است نگیریم. اصلاً در بحث نظری این‌که شما بخواهید با ممانعت یک منعی را شکل اعتقادی بدهید، قبول ندارم. باید نفوس انسان‌ها تزکیه شوند، به ترتیبی که گناه نکنند. ماهواره‌ها را آقایان نگذاشتند ما بیاوریم، والا ما همه کارهایش را هم کرده بودیم.

 شما در منزل خودتان ماهواره داريد؟

بله، ما همه چیز داریم.

 شما عضو فيس بوک هستيد؟

عضو نیستم، ولی ارتباطاتم خیلی وسیع است و نیاز هم ندارم. من تقریباً 24ساعته با تمام دنیا در ارتباط هستم. همه وقایع دنیا را دنبال می‌کنم. انگلیسی، عربی و فرانسه را بلد هستم. همه چیز را دنبال می‌کنم.

 قشنگ‌ترين جوکی که شما از دوران انتخابات شنيديد چه بود؟

این بود که گفتند آقای روحانی، غرضی را با تمام کسانی که به او رأی دادند دعوت کرده منزلش؛ یعنی تعدادی نبوده. پسرم اینجا بود، می‌گفت یکی به من زنگ زد و این جوک را خواند. بعد فردا شب پسرم به آن آقا زنگ می‌زند برای احوالپرسی، او می‌گوید کجایی پسرم می‌گوید خانه آقای روحانی.

 بعد از وزارت شما هيچ کدام از وزرای بعدی از شما مشورت گرفتند؟

نه، هیچ کدام مشورتی نگرفتند.

 چه توصيه‌ای به وزير بعدی؛ آقای واعظی داريد؟

بالاخره آقای واعظی آنجا مدیرعامل بوده در سوابقش 2سال کار در آنجا هست. بقیه این 2سال را هم نداشتند. باید گذاشت او کار کند. من توصیه و تقدیر نمی‌کنم. باید گذاشت او کار خودش را بکند.

 جای آزمون و خطا که نيست؟

آنجا خیلی گسترده‌تر از این حرف‌هایی است که من و شما با هم صحبت می‌کنیم.

 فکر می‌کنيد شورای عالی فضايی چقدر وزارت ارتباطات را محدود کرده است؟

هر چه بکنند به ضررشان است.

 اگر آقای روحانی به شما وزارت فناوری و ارتباطات را پيشنهاد می‌کرد، می‌پذيرفتيد؟

گفتم که نتیجه عمرم دو کلمه است: توسعه جمهوریت و توسعه اسلامیت. هر مقامی، هر قدرتی و هر اهل کوچه و بازاری این دو کلمه را قبول کند من تا آخر عمر بندگی‌اش را می‌کنم، ولی دیگر کار فیزیکی نمی‌کنم.

پیشنهاد تأسیس شبکه تلویزیونی برای دولت تدبیر و امید

 

امیر عباس تقی پور- مدیرمسؤول ماهنامه مدیریت ارتباطات:  

۱- تجربه نشان داده است در بدو فعالیت دولت‌ها و آنگاه که هنوز دولتمردان جدید در حال نقد دولتمردان قدیم هستند و صدا و سیما هر شب تصاویر تودیع و معارفه را پخش می‌کند، روابط دولت‌ها با صدا و سیما تفاهم‌آمیز است؛ اما پس از چندی، و به هنگامی که چرخ اجرایی مملکت معیوب می‌چرخد و مسؤولان باید به نارضایتی‌های مردم و افکار عمومی، پاسخ دهند خیلی چیزها بهم می‌خورد و روابط دو نهاد بسیار مهم و تأثیرگذار هم متأثر می‌شود!

۲- انحصاری بودن صدا و سیما در ایران، نقش‌های متناقضی برای بزرگ‌ترین رسانه کشور رقم زده که لاجرم مدیران آن باید این نقش‌ها را ایفا کنند. برای مثال، دولت‌ها‌ از یک سو بودجه صدا و سیما را تأمین می‌کنند و از سوی دیگر خود را فاقد رسانه تصویری اختصاصی برای پوشش فعالیت‌هایشان می‌دانند، به همین دلیل از رسانه ملی توقع دارند که بخش عمده‌ای از برنامه‌های خود را به پوشش فعالیت‌های آنان اختصاص دهد. در نقطه مقابل صدا و سیما که از جهت تأمین بودجه وامدار دولت‌هاست، رسالت خود را در برابر آنان چگونه باید ایفا کند؟ صرفاً باید مبلغ دولت باشد یا باید نقش آگاهی‌رسان و پاسخ‌دهنده به افکار عمومی که لزوماً همسو با جهت‌گیری‌های دولت‌ها نیست را نیز داشته باشد؟

۳- قانون، امکان فعالیت تلویزیون‌ های خصوصی و حتی مورد حمایت دولت را در ایران نمی‌دهد.

۴- در سال‌های اخیر، صدا و سیما تلاش کرده، با تأسیس شبکه‌های استانی و شبکه‌های تخصصی، سبد تصویری خود را متنوع کرده و به مخاطب اجازه انتخاب دهد. از رهگذر این اقدامات، تجارب گرانسنگی نصیب مدیران و کارگزاران رسانه ملی، شده است.

۵- از نظر فنی و زیرساختی راه‌اندازی یک شبکه جدید برای صدا و سیما مقدور است. رسانه ملی می‌تواند شبکه‌ای برای پوشش فعالیت‌های دولت تازه‌شکل‌گرفته تدبیر و امید، تأسیس کند و مدیریت کلان آن را به شورایی بسپارد که اگر نمایندگان دولت در آن اکثریت نیستند، به اندازه نمایندگان صدا و سیما باشند، تا دولت بتواند در هر لحظه‌ای که خواست از طریق شبکه اختصاصی خود با مردم ارتباط برقرار کند. این می‌تواند تجربه‌ای جدید با نگاهی مثبت و امیدوارانه به آینده باشد. تجربه‌ای که از یکسو به نیازهای رسانه‌ای دولت پاسخ می‌دهد و از سوی دیگر، از نقش‌های متضاد صدا و سیما می‌کاهد.