با برگزاری مجمع عمومی و برگزاری انتخابات هیئتمدیره:
انجمن صنفی خبرنگاران آغاز بکار کرد
با آرای اعضای مجمع عمومی انجمن صنفی خبرنگاران شهر تهران٬ اعضای هیئتمدیره این انجمن انتخاب شدند.
بر اساس گزارش سایت ماهنامه مدیریت ارتباطات٬ اولین جلسه مجمع عمومی انجمن صنفی خبرنگاران شهر تهران٬ روز شنبه مورخه ۲۶/۹/۹۰ ساعت ۳۰/۱۵ در محل فرهنگسرای رسانه برگزار و پس از تصویب اساسنامه٬ انتخابات هیئتمدیره و بازرسان اصلی و علیالبدل برگزار و پس از شمارش آراء٬ علی لاریجانی، غلامرضا محمدی، علیرضا خلیفه، محمدمهدی دانی و امیر لعلی به عنوان اعضای اصلی نخستین هیئت مدیره این انجمن٬ انتخاب شدند.
همچنین، عبدالله عبداللهی و بهروز تقیپور به عنوان اعضای علیالبدل هیئتمدیره برگزیده شدند.بر اساس این گزارش٬ عباس جهانتاب و رقیه عزیزی نیز به عنوان بازرس اصلی و علیالبدل انتخاب شدند.
کوشش در جهت استیفای حقوق صنفی و خواستهای مشروع و قانونی خبرنگاران٬حفظ و حراست از حرفه تخصصی خبرنگاری٬ کوشش در جهت بالابردن آگاهی اجتماع در مورد نیاز کشور به حرفه خبرنگاری ً و نقش و مسئولیت هاوتواناییهای خبرنگاران وهمچنین افزایش آگاهی مردم درزمینه های مسائل حرفه ای٬ کوشش در استقرار نظامات مناسب و منطبق با ضروریات اجتماع برای انجمن و ارائه نظرات حقوقی جهت دفاع از حقوق اعضاء بخشی از اهداف این انجمن تازه تأسیس محسوب می شود.
استاد علوم ارتباطات: ورود رسانهها به زندگی خصوصی افراد اصلاً پذیرفتنی نیست

دکتر سید محمد مهدیزاده، از اساتید علوم ارتباطات در گفتوگو با نوزدهمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، در مورد ویژگیهای رسانههای عامهپسند میگوید: اگر بخواهیم این ویژگیها را برشماریم، باید مطبوعات عامهپسند را از نظر ویژگیهای صوری، محتوایی و نوع مخاطب مورد توجه قرار دهیم. این نشریات دارای قطعی کوچکاند. از تیترهای درشت، عکس، رنگ و داستانهای مصور استفاده فراوان میبرند، به لحاظ محتوایی هم به حوزههایی میپردازند که عمدتاً به حوادث، جنایت، عشق، ورزش و هنر مربوط میشود. در واقع این نشریات یک شهر فرهنگی هستند که طالعبینی و ورزش، فکاهی و... در آنها به چشم میخورد و عمدتاً از سبکی جنجالی و هیجانی در تنظیم مطالب استفاده میکنند تا از این طریق بتوانند مخاطبان بیشتری را جذب کنند. نشریات عامهپسند خوانندگانی دارند که از آنها تحت عنوان «فنها» یا «هوادار» یاد میشود. این هواداران عمدتاً طالب موسیقی، رمانهای عشقی و طنز هستند و از نظر سن، جنس و طبقه، ویژگیهای خاص خود را دارند که از مخاطبان نشریات کیفی متمایزشان میکند. وی در مورد ویژگیهای مخاطبان این نوع رسانهها میگوید: تحقیقی که در این خصوص در ایران انجام شده نشان میدهد که مخاطبان این نشریات عمدتاً از طبقه جوان، مجرد، مرد و دارای سطح تحصیلات پاییناند. این نشریات خواننده مدارند، یعنی با پایین آوردن قیمت در صدد جذب مخاطب و سودآوری بیشتر هستند. در کل محتوای اینگونه نشریات مبتنی بر ذائقه و سلیقه طبقاتی از جامعه است که خیلی مایل به پرداختن به مسائل جدی و رویدادهای سیاسی نیستند. از طرفی دیگر، بر ساختاری فردگرا متکیاند. از همین روست که به چاپ زندگی هنرپیشهها یا ورزشکارها توجه نشان میدهند و کمتر میتوان در آنها ساختارهای گروهی را مشاهده کرد. بنابراین ستارهسازی در این نشریات جایگاه ویژهای دارد و سبک روایی و داستانگونه دارند در حالی که روزنامههای وزین از لحن جدی و رسمی بهره میبرند.
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از گفتوگوی خود با ماهنامه مدیریت ارتباطات، به تقسیمبندی نشریات عامهپسند پرداخته و میآورد: از نظر محتوا یکسری از نشریات عمدتاً در حوزه هنری فعالیت میکنند، مطالب مربوط به بازیگران سینما و تلویزیون یا دنیای موسیقی و فیلم را منتشر میکنند و برخی از آنها ممکن است ورزشی باشند و رشتههایی مانند زیبایی اندام، وزنهبرداری یا فوتبال را پوشش دهند اما کمتر مشاهده شده که این نشریات در یک زمینه خاص منتشر شوند و بیشتر حالت تلفیقی دارند.
دکتر مهدیزاده، ورود برخی رسانههای عامه پسند به حریم خصوصی افراد را غیرقابل قبول دانسته و یادآور شده است: ورود به زندگی خصوصی افراد اصلاً پذیرفتنی نیست. باید یکسری اصول و معیارهای اخلاقی بر فعالیت این نشریات حاکم باشد. همچنان که در سطح جهانی، اصول اخلاقی در رابطه با روزنامهنگاری داریم به نوعی این اصول باید به این روزنامهها هم تعمیم یابد. بالاخره آنها باید در یک چارچوب و مرامنامه اخلاقی فعالیت کنند و به بهانه جذابیت مرزهای اخلاقی را زیر پا نگذارند.
وی در این گفتوگو به سؤوالات دیگری هم در مورد کارکردهای رسانههای عامهپسند پاسخ داده که کتن کامل آن در ماهنامه شماره نوزدهم مدیریت ارتباطات منتشر شده است.
انتقاد شدید یک استاد دانشگاه از وضعیت مجامع ارتباطی در ایران
دکترعباس اسدی، استادیار ارتباطات دانشکده علوم ارتباطات و رئیس مرکز پژوهشهای ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی است. وی در گفتوگو با نوزدهمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، سرمنشأ تشکیل انجمنهای ارتباطی در ایران را در وابستگی مؤسسان به برخی نهادها و سازمانهای دولتی میداند و از وجود اساسنامههای بیاساس و مغایر با استانداردهای بینالمللی به عنوان عامل اصلی ناکارآیی و ضعف محافل ارتباطی انتقاد میکند. بخشی از نظرات این استاد دانشگاه را در مورد وضعیت مجامع رسانهای و کانونهای ارتباطی در ایران، میخوانید:
-
از آنجا که این مجامع و کانونهای ارتباطی عمدتاً وابسته به دولت و سازمانهای دولتی هستند، تمام یا بخشی از بودجه خود را از دستگاههای دولتی اخذ میکنند و به نوعی از آنها حرفشنوی دارند، نمیتوانند استقلال حرفهای و صنفی اعضا را تأمین کنند و همیشه نوعی وابستگی در بدنه این انجمنها مشاهده میشود.
-
مجامع ارتباطی در کشور ما مجامع برشداری نیستند. این مجامع از توان چندانی برای تأمین حقوق و خواستههای صنفی اعضای خود برخوردار نیستند و در بسیاری موارد تنها در جهت تأمین منافع خود و کسب سود مادی گام بر میدارند.
-
اعضای اصلی انجمنها کسانی هستند که بدون در نظر گرفتن اصول و ضوابط تخصصی به اهداف متعددی غیر از انجام فعالیت علمی و صنفی اقدام به تأسیس انجمن کردهاند و تمایلی به جذب افراد و افکار مختلف با عقاید متفاوت و متکثر و بعضاً مخالف و منتقد ندارند. موضوع دیگری که در این زمینه میتوان به آن اشاره کرد این است که در این انجمنها غالباً یک نوع ایده و عقیده تعقیب میشود؛ انجمنهای ارتباطی در ایران در واقع مروج نوعی تکصدایی، انحصارگری و همراستایی هستند.
-
انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران که چندی پیش در اثر درگیریهای سیاسی به تعطیلی کشیده شد، بدون در نظر گرفتن نیازهای اولیه حرفه روزنامهنگاران و خبرنگاران به مسائل سیاسی وارد و خیلی زود تعطیل شد. نکتهای که در مورد این مثال میتوان به آن اشاره کرد این است که تا زمانی که این انجمن نتوانسته بود برای خبرنگاران زمینه استفاده از مزایایی همچون طرح ترافیک، تجیهزات حرفهای مانند لپتاپ، ضبط صوت، دوربین و... تهیه کند و در اختیار آنها بگذارد چهطور میتوانست مسائل سیاسی موجود در جامعه را حل و فصل کند و خدمات سیاسی به جامعه ارائه کند؟
-
چنین انجمنهایی خیلی زود ابزار دست عدهای فرصتطلب شده و در نهایت حیات آنها رو به اتمام میرود. لابیگریها و عدم سلامت انتخاباتی در برگزیده شدن اعضای اصلی انجمنها و مجامع ارتباطی آسیب دیگری است که در اینجا میتوان به آن اشاره کرد. تسلط و سیطره چندین و چند ساله افرادی خاص بر انجمنهای ارتباطی و فضای انحصارگرایانه این محافل که هیچگاه به متخصصان جدید ارتباطی مجوز ورود نمیدهند معضل دیگر انجمنهای رسانهای در ایران است.
-
جدایی انجمنهای ارتباطی ایران از محافل دانشگاهی آفت بزرگی در این زمینه است، در حالی که در کشورهای پیشرفته محافل رسانهای ارتباطی تنگاتنگ و مستقیم با دانشگاه دارند.
متن کامل پرسشها و پاسخهای متنوع دکتر اسدی به سؤوالات ماهنامه مدیریت ارتباطات در نوزدهمین شماره این ماهنامه منتشر شده است.
برای تهیه این ماهنامه علاوه بر کیوسکهای مطبوعاتی میتوانید از طریق سایت www.prshop.ir اقدام کنید.
چالشهای مدیریت رسانه ها در گفتگو با امیرعباس تقی پور؛ در رسانه های خود به مخاطبان وفادار نیاز داریم
روزنامه قدس- ۲۰ آذر ۱۳۹۰
اشاره: جواد صبوحی- مدیریت و فراگیری آن در هر حرفه ای حایز اهمیت است، اما شاید به جرات بتوان گفت مدیریت در حوزه رسانه از اهمیت دوچندانی برخوردار است.شاید برای همین است که صاحبان قدرتهای سیاسی و اقتصادی تمامی توان خود را صرف به دست گرفتن رسانه هایی می کنند که از اعتبار بیشتری در نزد مخاطبان خود برخوردارند.اینان برای آنکه بتوانند موقعیتهای حزبی و یا اقتصادی خود را تثبیت و تحکیم کنند، به قدرتی فراتر از موقعیتهای حزبی و اقتصادی خویش نیازمندند و چه قدرتی بالاتر از رسانه ای که بتوان به راحتی افکار و موقعیتهای خود را به دیگران منعکس نمود و از این راه علاوه بر شهرت، به منافع اقتصادی نیز دست یافت.از این رو، شناخت نقش و اهمیت مدیریت رسانه و حتی آسیبهای آن می تواند رسانه ها را از نفوذ عوامل بیرونی و سوء استفاده های احتمالی در امان نگاه دارد.از سویی دیگر، شناخت الزامها و بایدهای مدیریت رسانه ها در فضای تعامل و مفاهمه درونی تحریریه ها نیز می تواند از بروز آسیبهای این چنینی جلوگیری کند. گفتگوی ما با امیر عباس تقی پور، کارشناس رسانه و مدیر مسؤول نشریه «مدیریت ارتباطات»، انگیزه ای است برای یافتن پاسخ پرسشهایمان که تقدیم حضورتان می شود:
*عده ای می گویند یکی از دلایل کندی کار و پیشرفت مطبوعات، مدیریت رسانه هاست؛ به این معنا که این خود آنها هستند که به دلیل وابستگی شان به نهادهای خارجی، محافظه کارانه عمل می کنند. شما به عنوان مدیر یک رسانه، نظرتان در این خصوص چیست؟
اگر مدیران رسانه های ما به کارکردها و وظایف حرفه ای خود آشنا باشند، یک رسانه به آسانی اداره می شود. ادعای تعدادی از کارشناسان و یا مسؤولان حوزه رسانه بویژه روزنامه نگاران و خبرنگاران که معتقدند گاهی مدیران آنها مهمترین مانع پیشرفت آن رسانه هستند؛ در صورتی که مدیر رسانه فردی حرفه ای نباشد، حرف کاملاً صحیحی است.
متأسفانه در سالهای گذشته و در حال حاضر، بسیاری از مدیران رسانه های ما نه بر اساس تخصص؛ بلکه بر مبنای رابطه و ارتباطی که با نهادهای قدرت، نهادها و سازمانها و احزابی که هیچ گونه تخصصی در حوزه رسانه نداشته اند، درخواست مجوزی را داده اند. برای گرفتن سریعتر مجوز خود هم لابی هایی را انجام داده و موفق شده اند مجوز یک نشریه را بگیرند، فارغ از آنکه اداره یک نشریه الزامهایی را می طلبد که با رعایت آنهاست که می توان به تداوم و بقای آن اندیشید.
بسیاری از روزنامه های ما با شمارگان بسیار پایین و در حوزه نشریات تخصصی با انتشار نامنظم و در حوزه رسانه های دیجیتال که تعداد آنها کم هم نیست، پس از مدتی تعطیل می شوند. دلیل عمده آن این است که مدیر آن رسانه نتوانسته است پیش بینی های لازم را برای انجام کاری کیفی و با دوام انجام دهد.
مثل این است که شما از یک مدیر کارخانه صنعتی که باعث شده است آن مجموعه موفق شود و سود بسیار خوبی را نصیب سهامداران خود کند، دعوت کنید مربیگری یک تیم فوتبال را بر عهده بگیرد. و یا یک مدیر صنعتی به خود اجازه دهد به دلیل اینکه در اداره یک کارخانه موفق بوده است، در حوزه رسانه، اداره یک نشریه را بر عهده بگیرد.کسی که مسؤولیت یک رسانه را در عین آنکه تخصص لازم را ندارد می پذیرد، باید بداند با دوره پرچالشی روبرو می شود که باعث شکست خود و رسانه اش و از دست دادن مخاطبانش خواهد شد .
*الزامهایی که امروز مدیران رسانه ای ما دارند، چقدر با الزامهای گذشته متفاوت است؟
ببینید، با ورود فناوریهای نوین، روند انتشار نشریات و نیز فعالیت رسانه ها دچار تحول عظیمی شده است.فراموش نمی کنیم که در گذشته نه چندان دور، برای خرید روزنامه هایی مثل کیهان و اطلاعات، بسیاری از مردم در صف ها می ایستادند و حتی عده ای دست خالی از مقابل کیوسکها بر می گشتند، چون غیر از حرفه ای بودن کار آنها، مجاری اطلاع رسانی و آگاهی رسانی به مخاطبان بسیار اندک بوده است.
اما با ورود فناوریهای نوین ارتباطات و اطلاعات، فرایند تولید و توزیع رسانه نیز دستخوش تحول شگرفی می شود. امروزه دیگر در فاصله زمانی بسیار اندک، از اخبار مختلف در گوشه و کنار دنیا باخبر می شوید، در حالی که قبلاً چنین امکانی وجود نداشت. چنانکه اخبار نتایج بازیهایی که تیم فوتبال ملی ما در کشورهای کمونیستی سابق انجام می داد، نه تنها چند ساعت، بلکه در برخی اوقات تا چندین روز پس از اتمام بازی به اطلاع ما می رسید.
ولی امروزه اطلاعات و اخبار کشوری که کیلومترها با ما فاصله جغرافیایی دارد، در فاصله زمانی بسیار اندک به اطلاع مخاطبان داخلی می رسد. بنابراین، الزامهای مدیریت رسانه ای امروز با مدیریت پیش از آن متفاوت است؛ علاوه بر افزایش تعداد رسانه ها، نوع مدیریت آنها نیز متفاوت است. وقتی تعداد رسانه ها اندک است، منابع درآمدی قابل شناسایی برای تأمین بخش عمده ای از هزینه های رسانه آگهی ها منابع متعددی است؛ یعنی وقتی شما تنها دو رسانه در اختیار دارید، بسیاری از رسانه ها چاره ای ندارند جز اینکه آگهی های خود را برای انتشار در اختیار یکی از آن دو رسانه قرار دهند و آن رسانه می تواند به یک منابع پایدار دست پیدا کند، ولی اکنون وضعیت این گونه نیست. رقابت بسیار شدیدی در بازار جذب آگهی برای تأمین عمده هزینه های رسانه ها وجود دارد.
امروز اگر مدیری حداقل آشناییهای لازم را با فناوریهای روز نداشته باشد، نمی تواند مدیریت موفقی را در نشریه و رسانه خود تجربه کند. در گذشته، تعداد خبرنگاران نشریات بسیار اندک و تعداد خبرنگاران برجسته نیز بسیار انگشت شمار بود ولی امروزه با توجه به تعدد رسانه ها، تعداد روزنامه نگاران و خبرنگاران نیز افزایش چشمگیری داشته است که همین مسأله، یعنی انتخاب همکاران رسانه ای برای مدیریتها، یک چالش به شمار می رود. این تعدد باعث شده است از سویی درخواستها و انتظارهای روزنامه نگاران نیز افزایش یابد.
در کنار این مسائل باید «توزیع» را نیز به آن افزود. ما متناسب با رشد رسانه های خود، در بحث توزیع رشد لازم را نداشته ایم و در این بخش با مسایل پرچالشی مواجهیم که مدیریت رسانه باید با شناسایی نقاط مختلف آن حوزه، بتواند مدیریت صحیحی را اعمال کند. اگر به عنوان مدیر یک رسانه نتوانید شرایط روز و قوانین جاری کشور را در حوزه رسانه درک کنید و از طرفی نتوانید برای موضوعات تخصصی مثل تولید محتوا، توزیع و حتی کیفیت انتشارآن چاره اندیشی نمایید و برنامه مدونی داشته باشید واگر به عنوان مدیر یک رسانه از وضعیت کلان جامعه مثل وضعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه شناختی نداشته باشید، به دلیل هزینه های بالایی که تولید و انتشار یک رسانه دارد، شکست می خورید.
*خیلی ها معتقدند مدیران رسانه ها به حوزه کار خود آگاهی لازم را ندارند و همین باعث می شود به جای آنکه پشتیبان رسانه باشند، یک مانع به شمار بروند. حوزه کار مدیران در فضای تحریریه ها تا چه حد پذیرفته است؟
اگر مدیری ویژگیهای لازم را نداشته باشد، یعنی مدیر حرفه ای و آشنا به کار رسانه نباشد، طبعاً هر گونه دخالت او در کار رسانه و در حوزه سردبیری و دبیران سرویسها، دخالتی بی جا و نتیجه نیز نتیجه ای منفی خواهد بود.اما اگر مدیر رسانه، مدیری باشد که خود خبر، گزارش، ویژگیها و ارزشهای خبری یک رویداد را بشناسد و تشخیص دهد، سردبیران و مدیران سرویسها احساس می کنند این مدیر به عنوان بازوی پشتیبان و فکری برای تحریریه عمل می کند و از آن استقبال می کنند؛ در غیر این صورت این مسأله باعث دلخوری هایی خواهد شد که تأثیر آن در کار نمود خواهد داشت.
*با وجود پیشرفتهایی که رسانه ها و مدیران آنها در طی چند دهه گذشته داشته اند، هنوز مدیران رسانه ها نتوانسته اند امکان حضور رسانه های خود، بویژه رسانه های مکتوبشان را در فضای بین الملل فراهم کنند. چرا این اتفاق نمی افتد؟
دقیقاً با شما موافقم. کدام یک از نشریات ما توانسته است با رئیس جمهور یک کشور گفتگوی اختصاصی بگیرد. آیا توان آن وجود ندارد؟ من می گویم اگر توانش هم وجود داشته باشد، مجموعه شرایطی که بر رسانه های کشور حاکم است، این جسارت را به رسانه ها نمی دهد .واقعیت این است که در رسانه های ما برخی از خطوط قرمزها شفاف نیست. اگر من بخواهم به عنوان مدیر یک رسانه با رئیس جمهور یک کشور گفتگو کنم، با فرض اینکه بتوانم این ارتباط را برقرار کنم، چه تضمینی وجود دارد که نهادهایی که در پشت پرده باید پشتیبان رسانه ما باشند، پشتیبانی خود را به درستی انجام دهند. قرار نیست توپ را درون زمین دولت و وزارت ارشاد بیندازیم که مثلاً مجوزهای لازم را نمی دهند.
واقعیت این است که این مسأله تخصصهای حوزه بین الملل را می طلبد. کدام یک از رسانه های ما در حوزه بین الملل سرمایه گذاری کافی را داشته است. اصلاً آیا فرصت لازم برای سرمایه گذاری را داشته است. ما آنقدر درگیر مسایل روزمره در رسانه می شویم که گاهی برای هماهنگی به منظور گفتگو با وزیری که امکان دسترسی به او در کشورمان خیلی راحت تر است، عطای آن را به لقایش می بخشیم. ما خود برای گفتگو با یکی از وزرا یک سال است مکاتبه می کنیم، اما به نتیجه نمی رسیم.این مسأله وقت من و همکارانم را می گیرد.در بعد بین الملل نیز این گونه است. فرض کنید عوامل و جذابیتهایی برای یک رسانه داخلی وجود داشته باشد که فلان شخصیت برجسته خارجی حاضر به گفتگو با ما باشد. تازه آن وقت است که مدیر رسانه با اما و اگرهایی در حوزه داخلی خود مواجه می شود و از خود می پرسد اگر من با این فرد مصاحبه کردم، آیا متهم به ارتباط با یک جریان خاص در آن کشور نخواهم شد. واقعاً معلوم نیست.
برای چنین مصاحبه ای نمی توان قیمت گذاشت و مثلاً گفت صفحه ای 30 یا 40 هزارتومان ارزش دارد. وقتی من برای حقوق حقه خبرنگارانم دچار مشکل هستم، با این موضوع چطور باید کنار بیایم؟ بسیاری از همکاران من حق بیمه خبرنگاران خود را پرداخت نمی کنند؛ یعنی خبرنگاری که از ساعت 8 صبح وارد رسانه می شود تا ساعت 4 بعداز ظهر بیمه نیست.وضعیت او مبهم است. بنابراین مجموعه ای از عوامل داخل رسانه و شرایط کشور باعث شده است مدیران رسانه جسارت لازم را برای شکستن این سد نداشته باشند.اگر در این حوزه علاوه بر دولت و خود رسانه ها مخاطبان نیز این موضوع را از رسانه ها درخواست کنند، طولی نخواهد کشید که در این حوزه نیز موفق عمل کنیم.
*اینجا سهم مخاطبان ما در همراهی با رسانه و مدیران آن چه می شود؟
روحیه بسیاری از ما این است که تنها نقاط ضعف و انتظارها را مطرح می کنیم، اما وقتی میدان عمل برایمان فراهم است، کمتر حاضر می شویم برای ارتقای یک رسانه تلاش کنیم. اگر در حوزه ای خبری از حضور یک نشریه تخصصی نیست، دائم تأکید می کنیم که به یک نشریه تخصصی نیاز داریم، ولی وقتی نشریه ای وارد میدان می شود، حاضر نیستیم به عنوان یک مخاطب 1000 تومان برای خرید آن هزینه کنیم، حتی با نگاهی انتقادی که بعد بگوییم این نشریه، رسانه مورد نیاز این حوزه نیست و حتی آن را نقد بی رحمانه کنیم. ما در رسانه های خود به مخاطبان وفادار نیاز داریم.یکی از عوامل رشد رسانه های ما، وجود مخاطبان باوفاست؛ مخاطب وفاداری که با کوچکترین اشکالی که در کار یک رسانه می بیند، خود را عقب نکشد؛ بایستد و خواهان ارتقای آن باشد و حتی راه حلی را ارایه دهد.
عكس دايي و تيتر «مرحوم مقتول علي دايي» پرفروشترين شماره همشهري جوان
روزنامه «هفت صبح» و رمانتیک کردن زندگی روزمره ایرانی
بررسی ویژگیها، مخاطبان، کارکردها و اهداف رسانههای عامهپسند یکی از پروندههای نوزدهمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، به مدیریت وحید اقدسی است. عباس رضایی ثمرین به همین بهانه نوشتاری را با عنوان « سایه سنگین بر سر سیاست» مورد توجه قرار داده ، بهاره محبی، به معرفی «جکی»؛ مجله محبوب دختران دهه 70 انگلیس پرداخته، وحید اقدسی در گفتوگو با دکتر مهدیزاده کارکردهای مطبوعات عامهپسند را بررسی کرده و رضا جميلي در نوشتارش به این پرسش که روزنامهنگاری شهروندی چه تأثیری بر روند «اسطورهسازی» رسانههای عامهپسند گذاشته است؟ پاسخ داده است. همچنین در این پرونده سپهر فرهنگ در مطلبی به بررسی ویژگیهای روزنامه «هفت صبح» پرداخته، مصطفی مسجدی آرانی، رفتار دو مجله عامهپسند موفق بعد از انقلاب یعنی چلچراغ و همشهری جوان را تحلیل کرده و فروغ فکری به گفتوگو با سید جواد رسولی، سردبیر همشهری جوان نشسته است. در مطلبی دیگر مصطفی مسجدی آرانی نوشتاری را برای آن دسته از مطبوعاتی که بدون پایبندی به اصول حرفهای و اخلاقی روزنامهنگاری، صرفاً با اتکا به عنصر جذابیت در صدد جذب مخاطب به هر قیمتی هستند را با عنوان « چراغهای قرمز برای رسانههای زرد» به رشته تحریر درآورده است.
مطلب سپهر فرهنگ در باب روزنامه «هفت صبح» و روزنامهنگاری عامهپسند را می خوانید:
آغاز به کار اولین کنگره کارورزان مسلمان روابط عمومی در مالزی
وقتی سیاستمداری بینی خود را لمس میکند، بدانید که دروغ گفته یا...
مدیر یا تکنسین ارتباطات؟
امیرعباس تقی پور- در میان بسیاری از مدیران و کارشناسان، معروف است که اکثر مدیران ارتباطات، نقش یک تکنسین را در سازمان خود برعهده دارند! بیشتر آنها سعی میکنند وظیفه خود را تا حدی که مدیرشان، انتظار دارد انجام دهند و یا به عبارتی دیگر جلب رضایت مدیر ارشدتر برایشان، استراتژی مهم است! این، در حالیاست که باید با شناخت و کسب مهارتهای بیشتر، نقش موثرتری را ایفا کنند.آنها باید بتوانند با حضور در سطوح بالای سازمانی به یک تصمیمگیرنده مبدل شوند.
واقعیت این است که مدیریت ارتباطات در یک سازمان، در مواقع و موقعیتهای گوناگون، شکلهای متفاوتی به خود میگیرد و به تبع آن، یک مدیر ارتباطات باید بتواند با بکارگیری دقیق هوش و توانمندیهای ذاتی و اکتسابی خود، سازمانش را در رسیدن به راهحلهای ارتباطی و ارتقای مستمر، کمک کند. یک مدیر ارتباطات، در صورتی میتواند در فرآیند تعیین استراتژیهای سازمانی نقش اساسی و قطعی ایفا کند که از دانش، مهارت و اعتمادبنفس لازم برخوردار باشد. در اینصورت، کسب مهارتهای جدید برای یک مدیر ارتباطات، ضروری میشود. تمام شاخههای مدیریت ارتباطات اعم از تبلیغات و انتشارات، رسانه و روابطعمومی، تحت تأثیر فناوریهای جدید، قابلیتهای بیشتر و متنوعتری یافتهاند. البته در اینجا بررسی تأثیرات منفی تکنولوژیها بر کارکردهای این شاخهها منظور، نیست اما آنچه مورد تأکید است اینکه آشنایی با مهارتهای جدید برای مدیران ارتباطات یک اصل است تا بتوانند ضمن ایجاد تغییر و تحول در اداره مثبت امور ارتباطات سازمان خویش، در کلیت سازمان در نقش مدیر تصمیمگیر ظاهر شوند.
سرمقاله نوزدهمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات


برگزاری همایش های سالانه روابط عمومی الکترونیک و لزوم تقویت و توسعه ادبیات تخصص این حوزه بهانه ای است برای راه اندازی وبلاگ روابط عمومی الکترونیک و ثبت اصل وحاشیه های آن + دیگر موضوعات مربوط به روابط عمومی+ثبت اصل و حاشیههای انتشار ماهنامه مدیریت ارتباطات از تاریخ اول خرداد ماه 89