گفت‌وگوی مدرسه همشهری با امیر عباس تقی پور

باید از انزوای رسانه‌ای خارج شویم

ماهنامه مدیریت ارتباطات چگونه راه‌اندازی شد؟

باید از انزوای رسانه‌ای خارج شویم

http://www.hamshahritraining.ir/news-3586.aspx

 

ادامه نوشته

چالشهای مدیریت رسانه ها در گفتگو با امیرعباس تقی پور؛ در رسانه های خود به مخاطبان وفادار نیاز داریم

روزنامه قدس- ۲۰ آذر ۱۳۹۰

اشاره: جواد صبوحی- مدیریت و فراگیری آن در هر حرفه ای حایز اهمیت است، اما شاید به جرات بتوان گفت مدیریت در حوزه رسانه از اهمیت دوچندانی برخوردار است.شاید برای همین است که صاحبان قدرتهای سیاسی و اقتصادی تمامی توان خود را صرف به دست گرفتن رسانه هایی می کنند که از اعتبار بیشتری در نزد مخاطبان خود برخوردارند.اینان برای آنکه بتوانند موقعیتهای حزبی و یا اقتصادی خود را تثبیت و تحکیم کنند، به قدرتی فراتر از موقعیتهای حزبی و اقتصادی خویش نیازمندند و چه قدرتی بالاتر از رسانه ای که بتوان به راحتی افکار و موقعیتهای خود را به دیگران منعکس نمود و از این راه علاوه بر شهرت، به منافع اقتصادی نیز دست یافت.از این رو، شناخت نقش و اهمیت مدیریت رسانه و حتی آسیبهای آن می تواند رسانه ها را از نفوذ عوامل بیرونی و سوء استفاده های احتمالی در امان نگاه دارد.از سویی دیگر، شناخت الزامها و بایدهای مدیریت رسانه ها در فضای تعامل و مفاهمه درونی تحریریه ها نیز می تواند از بروز آسیبهای این چنینی جلوگیری کند. گفتگوی ما با امیر عباس تقی پور، کارشناس رسانه و مدیر مسؤول نشریه «مدیریت ارتباطات»، انگیزه ای است برای یافتن پاسخ پرسشهایمان که تقدیم حضورتان می شود:

*عده ای می گویند یکی از دلایل کندی کار و پیشرفت مطبوعات، مدیریت رسانه هاست؛ به این معنا که این خود آنها هستند که به دلیل وابستگی شان به نهادهای خارجی، محافظه کارانه عمل می کنند. شما به عنوان مدیر یک رسانه، نظرتان در این خصوص چیست؟
اگر مدیران رسانه های ما به کارکردها و وظایف حرفه ای خود آشنا باشند، یک رسانه به آسانی اداره می شود. ادعای تعدادی از کارشناسان و یا مسؤولان حوزه رسانه بویژه روزنامه نگاران و خبرنگاران که معتقدند گاهی مدیران آنها مهمترین مانع پیشرفت آن رسانه هستند؛ در صورتی که مدیر رسانه فردی حرفه ای نباشد، حرف کاملاً صحیحی است.
متأسفانه در سالهای گذشته و در حال حاضر، بسیاری از مدیران رسانه های ما نه بر اساس تخصص؛ بلکه بر مبنای رابطه و ارتباطی که با نهادهای قدرت، نهادها و سازمانها و احزابی که هیچ گونه تخصصی در حوزه رسانه نداشته اند، درخواست مجوزی را داده اند. برای گرفتن سریعتر مجوز خود هم لابی هایی را انجام داده و موفق شده اند مجوز یک نشریه را بگیرند، فارغ از آنکه اداره یک نشریه الزامهایی را می طلبد که با رعایت آنهاست که می توان به تداوم و بقای آن اندیشید.
بسیاری از روزنامه های ما با شمارگان بسیار پایین و در حوزه نشریات تخصصی با انتشار نامنظم و در حوزه رسانه های دیجیتال که تعداد آنها کم هم نیست، پس از مدتی تعطیل می شوند. دلیل عمده آن این است که مدیر آن رسانه نتوانسته است پیش بینی های لازم را برای انجام کاری کیفی و با دوام انجام دهد.
مثل این است که شما از یک مدیر کارخانه صنعتی که باعث شده است آن مجموعه موفق شود و سود بسیار خوبی را نصیب سهامداران خود کند، دعوت کنید مربیگری یک تیم فوتبال را بر عهده بگیرد. و یا یک مدیر صنعتی به خود اجازه دهد به دلیل اینکه در اداره یک کارخانه موفق بوده است، در حوزه رسانه، اداره یک نشریه را بر عهده بگیرد.کسی که مسؤولیت یک رسانه را در عین آنکه تخصص لازم را ندارد می پذیرد، باید بداند با دوره پرچالشی روبرو می شود که باعث شکست خود و رسانه اش و از دست دادن مخاطبانش خواهد شد .
*الزامهایی که امروز مدیران رسانه ای ما دارند، چقدر با الزامهای گذشته متفاوت است؟
ببینید، با ورود فناوریهای نوین، روند انتشار نشریات و نیز فعالیت رسانه ها دچار تحول عظیمی شده است.فراموش نمی کنیم که در گذشته نه چندان دور، برای خرید روزنامه هایی مثل کیهان و اطلاعات، بسیاری از مردم در صف ها می ایستادند و حتی عده ای دست خالی از مقابل کیوسکها بر می گشتند، چون غیر از حرفه ای بودن کار آنها، مجاری اطلاع رسانی و آگاهی رسانی به مخاطبان بسیار اندک بوده است.
اما با ورود فناوریهای نوین ارتباطات و اطلاعات، فرایند تولید و توزیع رسانه نیز دستخوش تحول شگرفی می شود. امروزه دیگر در فاصله زمانی بسیار اندک، از اخبار مختلف در گوشه و کنار دنیا باخبر می شوید، در حالی که قبلاً چنین امکانی وجود نداشت. چنانکه اخبار نتایج بازیهایی که تیم فوتبال ملی ما در کشورهای کمونیستی سابق انجام می داد، نه تنها چند ساعت، بلکه در برخی اوقات تا چندین روز پس از اتمام بازی به اطلاع ما می رسید.
ولی امروزه اطلاعات و اخبار کشوری که کیلومترها با ما فاصله جغرافیایی دارد، در فاصله زمانی بسیار اندک به اطلاع مخاطبان داخلی می رسد. بنابراین، الزامهای مدیریت رسانه ای امروز با مدیریت پیش از آن متفاوت است؛ علاوه بر افزایش تعداد رسانه ها، نوع مدیریت آنها نیز متفاوت است. وقتی تعداد رسانه ها اندک است، منابع درآمدی قابل شناسایی برای تأمین بخش عمده ای از هزینه های رسانه آگهی ها منابع متعددی است؛ یعنی وقتی شما تنها دو رسانه در اختیار دارید، بسیاری از رسانه ها چاره ای ندارند جز اینکه آگهی های خود را برای انتشار در اختیار یکی از آن دو رسانه قرار دهند و آن رسانه می تواند به یک منابع پایدار دست پیدا کند، ولی اکنون وضعیت این گونه نیست. رقابت بسیار شدیدی در بازار جذب آگهی برای تأمین عمده هزینه های رسانه ها وجود دارد.
امروز اگر مدیری حداقل آشناییهای لازم را با فناوریهای روز نداشته باشد، نمی تواند مدیریت موفقی را در نشریه و رسانه خود تجربه کند. در گذشته، تعداد خبرنگاران نشریات بسیار اندک و تعداد خبرنگاران برجسته نیز بسیار انگشت شمار بود ولی امروزه با توجه به تعدد رسانه ها، تعداد روزنامه نگاران و خبرنگاران نیز افزایش چشمگیری داشته است که همین مسأله، یعنی انتخاب همکاران رسانه ای برای مدیریتها، یک چالش به شمار می رود. این تعدد باعث شده است از سویی درخواستها و انتظارهای روزنامه نگاران نیز افزایش یابد.
در کنار این مسائل باید «توزیع» را نیز به آن افزود. ما متناسب با رشد رسانه های خود، در بحث توزیع رشد لازم را نداشته ایم و در این بخش با مسایل پرچالشی مواجهیم که مدیریت رسانه باید با شناسایی نقاط مختلف آن حوزه، بتواند مدیریت صحیحی را اعمال کند. اگر به عنوان مدیر یک رسانه نتوانید شرایط روز و قوانین جاری کشور را در حوزه رسانه درک کنید و از طرفی نتوانید برای موضوعات تخصصی مثل تولید محتوا، توزیع و حتی کیفیت انتشارآن چاره اندیشی نمایید و برنامه مدونی داشته باشید واگر به عنوان مدیر یک رسانه از وضعیت کلان جامعه مثل وضعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه شناختی نداشته باشید، به دلیل هزینه های بالایی که تولید و انتشار یک رسانه دارد، شکست می خورید.

*خیلی ها معتقدند مدیران رسانه ها به حوزه کار خود آگاهی لازم را ندارند و همین باعث می شود به جای آنکه پشتیبان رسانه باشند، یک مانع به شمار بروند. حوزه کار مدیران در فضای تحریریه ها تا چه حد پذیرفته است؟
اگر مدیری ویژگیهای لازم را نداشته باشد، یعنی مدیر حرفه ای و آشنا به کار رسانه نباشد، طبعاً هر گونه دخالت او در کار رسانه و در حوزه سردبیری و دبیران سرویسها، دخالتی بی جا و نتیجه نیز نتیجه ای منفی خواهد بود.اما اگر مدیر رسانه، مدیری باشد که خود خبر، گزارش، ویژگیها و ارزشهای خبری یک رویداد را بشناسد و تشخیص دهد، سردبیران و مدیران سرویسها احساس می کنند این مدیر به عنوان بازوی پشتیبان و فکری برای تحریریه عمل می کند و از آن استقبال می کنند؛ در غیر این صورت این مسأله باعث دلخوری هایی خواهد شد که تأثیر آن در کار نمود خواهد داشت.
*با وجود پیشرفتهایی که رسانه ها و مدیران آنها در طی چند دهه گذشته داشته اند، هنوز مدیران رسانه ها نتوانسته اند امکان حضور رسانه های خود، بویژه رسانه های مکتوبشان را در فضای بین الملل فراهم کنند. چرا این اتفاق نمی افتد؟
دقیقاً با شما موافقم. کدام یک از نشریات ما توانسته است با رئیس جمهور یک کشور گفتگوی اختصاصی بگیرد. آیا توان آن وجود ندارد؟ من می گویم اگر توانش هم وجود داشته باشد، مجموعه شرایطی که بر رسانه های کشور حاکم است، این جسارت را به رسانه ها نمی دهد .واقعیت این است که در رسانه های ما برخی از خطوط قرمزها شفاف نیست. اگر من بخواهم به عنوان مدیر یک رسانه با رئیس جمهور یک کشور گفتگو کنم، با فرض اینکه بتوانم این ارتباط را برقرار کنم، چه تضمینی وجود دارد که نهادهایی که در پشت پرده باید پشتیبان رسانه ما باشند، پشتیبانی خود را به درستی انجام دهند. قرار نیست توپ را درون زمین دولت و وزارت ارشاد بیندازیم که مثلاً مجوزهای لازم را نمی دهند.
واقعیت این است که این مسأله تخصصهای حوزه بین الملل را می طلبد. کدام یک از رسانه های ما در حوزه بین الملل سرمایه گذاری کافی را داشته است. اصلاً آیا فرصت لازم برای سرمایه گذاری را داشته است. ما آنقدر درگیر مسایل روزمره در رسانه می شویم که گاهی برای هماهنگی به منظور گفتگو با وزیری که امکان دسترسی به او در کشورمان خیلی راحت تر است، عطای آن را به لقایش می بخشیم. ما خود برای گفتگو با یکی از وزرا یک سال است مکاتبه می کنیم، اما به نتیجه نمی رسیم.این مسأله وقت من و همکارانم را می گیرد.در بعد بین الملل نیز این گونه است. فرض کنید عوامل و جذابیتهایی برای یک رسانه داخلی وجود داشته باشد که فلان شخصیت برجسته خارجی حاضر به گفتگو با ما باشد. تازه آن وقت است که مدیر رسانه با اما و اگرهایی در حوزه داخلی خود مواجه می شود و از خود می پرسد اگر من با این فرد مصاحبه کردم، آیا متهم به ارتباط با یک جریان خاص در آن کشور نخواهم شد. واقعاً معلوم نیست.
برای چنین مصاحبه ای نمی توان قیمت گذاشت و مثلاً گفت صفحه ای 30 یا 40 هزارتومان ارزش دارد. وقتی من برای حقوق حقه خبرنگارانم دچار مشکل هستم، با این موضوع چطور باید کنار بیایم؟ بسیاری از همکاران من حق بیمه خبرنگاران خود را پرداخت نمی کنند؛ یعنی خبرنگاری که از ساعت 8 صبح وارد رسانه می شود تا ساعت 4 بعداز ظهر بیمه نیست.وضعیت او مبهم است. بنابراین مجموعه ای از عوامل داخل رسانه و شرایط کشور باعث شده است مدیران رسانه جسارت لازم را برای شکستن این سد نداشته باشند.اگر در این حوزه علاوه بر دولت و خود رسانه ها مخاطبان نیز این موضوع را از رسانه ها درخواست کنند، طولی نخواهد کشید که در این حوزه نیز موفق عمل کنیم.

*اینجا سهم مخاطبان ما در همراهی با رسانه و مدیران آن چه می شود؟
روحیه بسیاری از ما این است که تنها نقاط ضعف و انتظارها را مطرح می کنیم، اما وقتی میدان عمل برایمان فراهم است، کمتر حاضر می شویم برای ارتقای یک رسانه تلاش کنیم. اگر در حوزه ای خبری از حضور یک نشریه تخصصی نیست، دائم تأکید می کنیم که به یک نشریه تخصصی نیاز داریم، ولی وقتی نشریه ای وارد میدان می شود، حاضر نیستیم به عنوان یک مخاطب 1000 تومان برای خرید آن هزینه کنیم، حتی با نگاهی انتقادی که بعد بگوییم این نشریه، رسانه مورد نیاز این حوزه نیست و حتی آن را نقد بی رحمانه کنیم. ما در رسانه های خود به مخاطبان وفادار نیاز داریم.یکی از عوامل رشد رسانه های ما، وجود مخاطبان باوفاست؛ مخاطب وفاداری که با کوچکترین اشکالی که در کار یک رسانه می بیند، خود را عقب نکشد؛ بایستد و خواهان ارتقای آن باشد و حتی راه حلی را ارایه دهد.