بیست و یکمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شد

بیست و یکمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات با مطالب متنوعی در حوزه رسانه،اقتصاد کتاب، کتاب های روابطعمومی و کمپین های مجازی منتشر شد.

بیست و یکمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات با مطالب متنوعی در حوزه رسانه،اقتصاد کتاب، کتاب های روابطعمومی و کمپین های مجازی منتشر شد.
1- بیست و یکیمن شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات در حال چاپ است.
2- دکتر ترابیان گفت: مسایل اصلی و حاشیه ای تاب و توان روابط عمومی ها را سلب کرده است
3- مهندس قربانعلی تنگشیر گفت: پیشرفت روابطعمومی الکترونیک در ایران، ایدهآل نیست
4- موضوعات هفتمین همایش روابطعمومی الکترونیک اعلام شد
5- امیر لعلی از افتتاح مرکز آموزش مدیریت ارتباطات در آینده نزدیک خبر داد
6- اعضای کمیته علمی هفتمین همایش روابط عمومی الکترونیک معرفی شدند
7- مدیر مرکز ثبت دامنههای کشوری مدیریت وبسایت در ایران را بسیار ضعیفتر از نمونههای بینالمللی دانست


سایت دانشگاه پوردو آمریکا از تلاشهای پروفسور یحیی کمالیپور، رئیس ایرانی دانشکده ارتباطات و هنرهای زیبای این دانشگاه برای گسترش آگاهیهای جهانی رسانهها در پاییز سال جاری خبر داد.
در گزارشی که در این سایت به آدرس http://webs.purduecal.edu منتشر شده آمده است: پروفسور یحیی کمالی پور استاد و رئیس واحد ارتباطات و هنرهای خلاق دانشگاه پوردو، پاییز امسال را صرف توسعه و گسترش آگاهی جهانی رسانه ها کرده است .
این سایت در ادامه به تلاشهای پروفسور کمالی پور، برای ایجاد دانشگاه ارتباطات در مسقط، پایتخت کشور عمان اشاره و آورده است: امکان گذراندن دو سال پایانی مقطع کارشناسی در رشته رسانه در دانشگاه پوردو برای دانشجویان موفق دانشگاه عمانی فراهم شده است .
سایت اطلاعرسانی این دانشگاه در ادامه گزارش خود به سخنرانیهای این استاد ایرانی در دانشگاههای مختلف عمان و مالزی با موضوعاتی نظیر "رسانه های اجتماعی و تغییرات اجتماعی و سیاسی در منطقه" و " تمایلی جدید در ارتباطات : دیجیتالی شدن در مقایسه با نسخه چاپی " اشاره و برگزاری پنجمین کنفرانس انجمن جهانی ارتباطات به مسؤولیت وی، در کشور مالزی را یادآور شده است.
سایت اطلاعرسانی دانشگاه پوردو مصاحبه آذر ماه ماهنامه مدیریت ارتباطات با پروفسور کمالیپور را نیز مورد اشاره قرار داده و آورده است: تصویر کمالی پور همچنین بر روی جلد شماره نوامبر 2011 از ماهنامه ایرانی به نام مدیریت ارتباطات، نشان داده شده است. این نشریه، حاوی مصاحبهای جامع با کمالیپور در مورد رسانههای اجتماعی، سانسور، روزنامهنگاری، تاثیر رسانهها، پروژههای جهانی و کتاب زندگینامه وی که به زودی به چاپ می رسد است.
در ادامه این گزارش میخوانیم: علاوه بر این، کمالیپور مؤسس و سردبیر مجله جهانی رسانه است که نسخه پاییز 2011 آن به صورت آنلاین در www.globalmediajournal.com منتشر شد . مجله جهانی رسانه، یک نشریه رسمی در انجمن جهانی ارتباطات است که توسط معتبرترین دانشگاههای جهان منتشر میشود.
از حسن خسروی٬ همکار و عضو محترم هیئت مدیره انجمن روابط عمومی ایران به خاطر مطلبی که در وبلاگش نوشته ممنونم.
بیشتر کتابهای حوزه رسانه که تحت عنوان تألیف وارد بازار میشوند ترجمه است!
در بیستمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، رضا قربانی به اتفاق همکارانش در قالب پروندهای مفصل به بررسی و نقد کتابهای دانشگاهی مدیریت رسانه، پرداختهاند. مروری بر تنها کتاب فارسی استراتژی رسانه: مدیریت راهبردی در رسانه توسط محمدجواد هنرمند و گفتوگوی وی با دکتر علیاکبر فرهنگی نویسنده همین کتاب، گفتوگوی محمد معماریان با دکتر طاهر روشندل اربطانی مترجم اولین نسل کتابهای تکست فارسی در زمینه مدیریت رسانه، گفتوگوی فاطمه عسگری آزاد با وحید خاشعی، مؤلف کتاب تازه منتشر شده «مدیریت رسانه» و مرور مختصر عسگری بر همین کتاب، مروری بر کتاب «اقتصاد رسانهها، مفاهیم و مسائل آن» توسط مینا والی و گفتوگو با دکتر میثم موسایی درباره کتاب «اقتصاد رسانهها» توسط مریم محبی و حاشیههای وی بر این کتاب، معرفی و نقد کتاب آشنایی با اقتصاد رسانه توسط قاسم سرافرازی و معرفی و نقد کتاب اقتصاد و رسانه توسط وی، مطالب این پرونده را شامل میشود.
اما دکتر فرهنگی را پدر مدیریت رسانه ایران میدانند. او در هر دو حوزه مدیریت و ارتباطات صاحبنظر است. بنابراین دکتر فرهنگی را هم ارتباطاتیها میشناسند و هم مدیریتیها. او به نوعی میتواند نخ تسبیح مدیریتیها و ارتباطاتیها باشد. دکتر فرهنگی چند وقت پیش به کمک دو تن از دانشجویانش کتاب معروف لوسی کونگ را ترجمه و به بازار عرضه کرد. به این بهانه گفتوگویی با دکتر فرهنگی انجام دادیم که بخشهایی از دیدگاههای وی را درباره کتاب مدیریت راهبردی در رسانه میخوانید:
· این کتاب در واقع یک کتاب جمع و جور و در عین حال مرجع و مآخذ در بیشتر کشورهای انگلیسی زبان و کشورهای اروپایی مثل سوئد و دیگر کشورهای اسکاندیناوی است. خاصیت کتاب این است که ضمن اینکه مباحث مدیریت رسانه را بهصورت نسبتاً جامع مورد توجه قرار میدهد، در عین حال نیز خلاصهای است که پیچیدگی زیادی ندارد و میتوان از آن بهرهبرداری کرد. در کشورهایی مثل کشور ما که تازه رشته مدیریت رسانه را تأسیس کردهایم، این کتاب میتواند بسیار مفید باشد که خوشبختانه توانستیم آن را ترجمه و به دانشجوهای عزیز و علاقهمند به این حوزه تقدیم کنیم.
· شاید بتوان گفت نقطه قوت این کتاب سادگی و کم حجمی آن است اما این کتاب نتوانسته ابعاد گسترده مدیریتی را بهصورت جزئی مورد بحث و تجزیه و تحلیل قرار دهد. بنده که سالیان سال در رشته مدیریت فعالیت کرده و به رشد و بالندگی رسیدهام، احساس میکنم خانم لوسی کونگ شناخت عمیقی از دانش مدیریت و سازمان ندارد و در نتیجه از این مطالب خیلی گذرا عبور کرده، در حالیکه میشد به آن عمق بخشید. در حال حاضر کتابی که خودم روی آن کار میکنم و میخواهم در آینده ارائه کنم، انشاءالله از این ضعفها نخواهد داشت و عمق بیشتری درباره ابعاد مختلف سازمانهای رسانهای خواهد داشت.
· نیاز بسیار شدیدی به برنامهریزی استراتژیک یا مدیریت استراتژیک داریم. این برنامهریزی استراتژیک باید سه وجه کاملاً مشخص و ممتاز را مورد توجه قرار دهد: یکی اینکه چشمانداز بلندمدت داشته باشد و به دوردست نگاه کند و به این فاصله توجه کند که معمولاً از پنج سال به بالاست و در بعضی از کشورها این فاصله به 25 سال میرسد. دوم شناخت سازمان و سیاستگذاری در سازمان بر اساس عناصر سازمانی است و سوم مباحث مربوط به محیط سازمانی، چه محیط فعالیت یا صنعت و چه محیط عمومی سازمان را در برمیگیرد.
· من الآن بیشتر کتاب ترجمه میکنم و دلیل آن هم این است که ما اول میخواهیم دانشجو و خواننده ایرانی را با مبانی مطروحه در کشورهای مختلف و کارهای کلاسیک و اصیلی که انجام گرفته آشنا ساخته و او را آماده کنیم تا اصلاً بداند مدیریت رسانه چیست و در چه حال و هوایی به سر میبرد و در جهان چگونه است. بعد از آن، این مسائل را به چارچوب کشور خودمان بسط داده و به صورت بومی مطرح خواهیم ساخت. من به عنوان کسی که در این رشته فعالیت کرده و بنیانگذار این رشته هستم چندین هدف و برنامه دارم. در این راستا و در ابتدا میخواهیم کل کتابهای مرجع و تخصصی مدیریت رسانه را ترجمه کنیم. به همین دلیل تعداد زیادی از دانشجوهای دکترای خود را مجبور کردم تا تحت نظر بنده این کارها را انجام دهند. در حال حاضر هم کتابی تحت عنوان رسانههای دیجیتال آماده شده و برای چاپ فرستاده شده است. بعد از این نیز قصد داریم مباحث مربوط به بازاریابی رسانهها، مباحث پیچیده مربوط به رقابت میان رسانهها را مورد بررسی قرار داده و اقدامات لازم را انجام دهیم. تبلیغات و رسانه نیز از موضوعاتی است که به آن خیلی علاقهمند هستم که در آینده بیشتر از آن صحبت خواهیم کرد.
· هنگامی که شما با یک پدیده روبهرو میشوید، مرحله اول آشنایی با پدیده است. در این مرحله شما باید حتیالمقدور تمام مواردی که به نوعی با این پدیده در ارتباط است را بشناسید و یک هماهنگی و همسویی ایجاد کنید. مرحله بعد تفکر و تعقل در اینباره است، یعنی ابتدا شما باید دانشی را بیاموزید، سپس بتوانید انتقاد کنید. بنابراین این مرحله شامل پیدا کردن آمادگی لازم برای تحلیل انتقادی است؛ در این حالت شما میتوانید رسانهها و نظریههای مربوط به آن را نقد کنید. حال نوبت به مرحله آخر میرسد که شامل ارائه پیشنهادات از سوی شما است که میتواند در قالب یک نظریه مطرح شود. تصور بنده این است که ما فعلاً در مرحله اول هستیم و طبیعتاً باید مراحل بعدی را نیز طی کنیم. با ظرفیت و پتانسیلی که در کشور ما وجود داشته و دارد بویژه در جوانانی که وارد این رشته شده و شروع به کار کردهاند، من فکر میکنم این مراحل را با سرعت طی خواهیم کرد و شاید در کمتر از یک دهه بتوانیم مولد شویم، هرچند الآن هم بعضی از افراد کار تولید را شروع کردهاند. در حال حاضر بنده نیز مطالبی را آماده کرده و به محک تجربه و تبیین گذاشتهام که انشاءالله در مراحل بعدی آماده انتشار خواهد بود. بنابراین بنده معتقدم در دهه آینده رشته مدیریت رسانه جایگاه بالایی پیدا خواهد کرد، ادبیاتش را شکل خواهد داد و با این ادبیات ما میتوانیم خیلی از کارها را انجام دهیم.
· در حال حاضر کتابهایی در حوزه رسانه تحت عنوان تألیف وارد بازار میشوند که بیشتر این کتابها ترجمه است و بیشتر این ترجمهها نیز خیلی رسا و گویا نیست و متأسفانه توسط افراد بصیر و خبیر نیز انجام نگرفته است. چه بسا دانشجویی که یکی، دو واحد ارتباطات و رسانه را گذرانده است، این کار را شروع کرده و متأسفانه عمقی که یک کتاب باید داشته باشد را نمیتوان در آن مشاهده کرد.
· آینده رشته مدیریت رسانه را خیلی روشن میبینم و فکر میکنم با توجه به اینکه دورههای دکترای این رشته در چند دانشگاه شروع به کار کرده و بچههای بسیار تیز و فعالی را در این زمینه بهکار گرفتهایم، میتوانیم کمکم در این حوزه صاحب نظریههای قابل ملاحظهای شویم.
متن کامل این گفتوگو در بیستمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است.
شبكههاي ماهوارهاي در حال فتح سنگرهاي زيادي هستند
وضعیت نابسامان حرفهای و ساختاری رسانههای داخلی و آسیبهای متعددی كه فارغ از محدودیتهای بیرونی همچون خوره به جان خیلی از رسانههای ایرانی افتاده و روزبهروز از اثربخشی آنها میكاهد، عباس رضایی ثمرین را بر آن داشت که در بیستمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، با هدف آسیبشناسی فضای رسانه ای کشور، گفتوگوویی با رسول بابایی مدیرمسؤول روزنامه همشهری_ یكی از پرتیراژترین روزنامههای كشور- انجام دهد.
بخشهایی از نظرات جالب بابایی را میخوانید:
· وقتي من به آسيبشناسيهاي حوزههاي مختلف اجتماعي و سياسي رجوع ميكنم، با يك نگاه سياه و سفيد روبهرو ميشوم كه به نظرم با فلسفه آسيبشناسي در تناقض است و به نوعي نقض غرض محسوب ميشود. بهتبع در حوزه آسيبشناسي فعاليت رسانهها هم با اين مشكل مواجه شدهام. كمترين آسيب اين آسيبشناسي غلط، گم كردن مبدأ حركت براي اصلاح امور است، يعني اساساً مشخص نيست كجاي كار درست است و كجاي كار غلط؟ تا كجا درست آمدهايم و از كجا منحرف شدهايم؟
· من خيلي از آسيبشناسيهاي موجود را به دليل نگاه سياه و سفيد و غيرعلمي و دخيل شدن مطالب غير معرفتي، آسيبشناسي نميدانم.
· انواع آسيبهاي مربوط به رسانهها در ارتباط با يكديگر عمل ميكنند و اگر هر كدام از اين انواع را صرفاً به صورت يك جزء و بدون در نظر گرفتن ارتباطش با كل بررسي كنيم، ممكن است به خطا برويم. شما وقتي از ضعف مخاطبشناسي رسانههاي داخلي انتقاد ميكنيد، در كنارش بايد به ضعف عملكرد واحد پژوهش در روزنامهها، ضعف مديريت رسانه و عواملي نظير وابستگي روزنامهها به كمكهاي دولتي و كم اهميت شدن ذاتي مخاطب در اين فرايند و... هم اشاره كنيد.
· به هرحال اگر آسيبهاي خارجي وارد بر رسانهها را «مؤثر» و «مرتبط» با آسيبهاي دروني در نظر بگيريم و صرفاً بخواهيم در اين بحث به آسيب رسانهها از حيث عملكرد ريز و درشت خودشان بپردازيم، ميتوانيم به دو دسته آسيب اشاره كنيم. يك دسته آسيبها مربوط به ضعف در دانش ارتباطات است و ديگري آسيبهاي مربوط به ساختار اجرايي رسانهها. البته اين دو نوع آسيب با هم ارتباط معناداري دارند.
· تصور ميكنم انواع و اقسام رسانههاي داخلي از مكتوب و آنلاين گرفته تا رسانهاي مانند صداوسيما از اين اصل مهم(مخاطب شناسی) خيلي غافل ميشوند.
· با تعريف جديد از مخاطب راه ارتباط با مخاطب هم عوض ميشود اما شما مي بينيد اكثر رسانههاي ما با اين مباحث بسيار غريبه هستند.
· ميخواهم بگويم فاصله گرفتن ما از دانش ارتباطات در حوزههاي خرد و كلان گريبان رسانههاي ما را گرفته است.
· دانشگاه بايد نيروي بخش پژوهش رسانهها را فراهم كند كه يكي از وظايفش بهروز نگه داشتن يك رسانه است. متأسفانه الان اينگونه نيست. نميخواهم مقصريابي كنم و بگويم تقصير رسانه است يا دانشگاه اما هر چه هست و تقصير هر كدام كه باشد، نتيجهاش ضعف فعاليتهاي رسانهاي است.
· شما به گرافيك اين رسانهها كه توجه ميكنيد، روشن است كه مدير آن رسانه از گرافيك مطبوعاتي بيخبر است يا اعتقادي به آن ندارد.
در این گفتوگو بابایی نظراتش را درباره آسيبهاي مربوط به ساختار اجرايي رسانهها، آسيب تخصصي نشدن تحريريه، تفاوت آماری شمارگان نشریات ایرانی و برخی از نشریات خارجی، لزوم نوآوري از كانال آموزش، آسيبهاي مترتب بر مدیریت رسانهها، نتيجه ضعفهای رسانههاي داخلي در افزايش تأثير رسانههاي خارجي در افكار عمومي جامعه و وضعيت شايعه و شايعهپردازي در جامعه، اعلام کرده است.
بابایی، همچنین نفوذ رسانههاي خارجي و فراگيري رسانه شايعه را دو روي يك سكه به نام نبود رسانههاي قدرتمند داخلي دانسته و اظهار داشته: متأسفانه رسانههاي خارجي بويژه شبكههاي ماهوارهاي بدون مقاومت جدي رسانهاي در داخل در حال فتح سنگرهاي زيادي از جمله خانوادهها هستند. در يكي از شمارههاي سال گذشته مجله مديريت ارتباطات مصاحبهتان با مدير ارشد فارسيوان را خواندم كه ادعا كرده بود مخاطب ميليوني در ايران دارد؛ اين اصلاً خوب نيست. به نظرم كشور نيازمند يك برنامه جامع رسانهای براي شرايط جديد است. برنامهاي عاقلانه و انديشيده شده و با تكيه بر علم ارتباطات. ما براي ماندن و قد كشيدن در دنياي جديد نيازمند برنامههاي جديد هستيم.
متن کامل این گفتوگو در بیستمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، موجود است.
دبیرخانه دائمی همایش روابط عمومی الکترونیک٬ انتخاب دکتر سعیدرضا عاملی رئيس دانشكده مطالعات جهان، را به عنوان برگزيده جشنواره «پژوهش فرهنگي سال» تبریک می گوید.


استاد کاظم متولی، از اساتید و صاحبنظران نسل اول روابطعمومی در ایران، با ارسال یادداشتی به ماهنامه مدیریت ارتباطات، نقدها و نظرات خود را پیرامون انتشار این ماهنامه مطرح کرده است. ضمن تشکر از این استاد گرامی، متن کامل این یادداشت را میخوانید. اضافه مینماید مدیران ماهنامه، ضمن استقبال از دیدگاههای مخاطبان خود، نسبت به بکارگیری آن بخش از نظراتی که موجب ارتقای بیشتر ماهنامه شود اقدام خواهند کرد. منتظر نظرات شما نیز هستیم.
در تماس تلفني با آقاي اميرعباس تقيپور، مدير سختكوش و پيگير ماهنامه «مديريت ارتباطات»، ضمن بحث و قرار و مدار گذاشتن براي نگارش مقالاتي و انجام گفتوگوهايي درباره مسائل اساسي حوزه روابطعمومي، گفتم چطور است عليالحساب و بهعنوان دشت اول، از بررسي شكل و محتواي نشريه شروع كنيم؟ در پاسخ آنچنان اين موضوع مورد استقبال وي قرار گرفت كه بيدرنگ دست بهكار قلمي كردن اين چند سطر شدم. بديهي است مضمون اين مختصر نقد و نقادي، مفصل و همهجانبه نخواهد بود بلكه نكتههايي است در خور يك يادداشت. و اما نكتهها:
1- تقيپور با حك عنوان «مديريت ارتباطات» بر پيشاني ماهنامه، سنگ بزرگي را برداشته كه خوشبختانه خيال به هدف نزدنش را ندارد. او با پشتوانه نيروي جواني، اعتماد به نفس و خصلت نيك مشورتطلبي بهنظر ميآيد كه اين راه صعب و پرپيچ و خم را با موفقيت طي خواهد كرد. مديريت واژهاي است بس كلي و فراگير و «ارتباطات» كليترين و پردامنهترين و پر مفهومترين واژهاي كه اين نگارنده تاكنون شناخته است و البته درباره چند و چون آنها چه حكايتها و چه راز و رمزها و چه آداب و فنوني را كه در اوراق كتابها و صفحات مطبوعات ثبت و ضبط كرده است. در عظمت و فراگيري مفاهيم «مديريت» و از آن بيشتر «ارتباطات» همين بس كه افتادن يك برگ از درخت تا هر نوع حركت و جابهجايي هر جاندار و هر شيئي و هر جسم و هر حسي و در يك كلام «جهان هستي» را بجاست كه از مصاديق و در قلمرو آن بدانيم اما براي پرهيز از سردرگمي و دستيابي به ساماندهي و انسجام مندرجات نشريه شايسته است كه از مصاديق بارز و آشناي «مديريت ارتباطات» در نزد اذهان عمومي كه عمدتاً عبارتست از راديو، تلويزيون، مطبوعات، روابطعمومي، ابزارها و فنآوريهاي جامعه نوين اطلاعاتي و سمينار و تئاتر، بهعنوان سرفصلها و بهاصطلاح سرويسها و بخشهاي ثابت ماهنامه استفاده شود كه بديهي است هر بخش توسط كارشناسان ذيربط با مسؤوليت يك دبير مجرب فعاليت خواهدكرد.
2- توصيه ميشود كه آگهيهاي صفحات اوليه نشريه به آگهيهاي صفحات پاياني اضافه شود، يعني آگهيها كلاً در يكجا متمركز شود. اين شيوه حتي منافع صاحبان آگهيها را نيز بيشتر تأمين ميکند، زيرا بر حسب نتايج بررسيهاي تبليغي معلوم شده است كه خوانندگان به آگهيهاي يكجا و مجموعهاي توجه بيشتري معطوف ميکند تا آگهيهاي پراكنده و غير متمركز. بدينگونه به حفظ منزلت و هويت نشريه و اداي احترام به افكار عمومي نيز اهتمام خواهد شد.
3- گروهي تحت عنوان مشاورين ماهنامه در هر شماره نام برده ميشوند. پيشنهاد ميشود كه بنا به دلايل مختلف كه بيان آنها شايد چندان به مصلحت نباشد، اين فهرست از بخش شناسنامه صفحه اول حذف شود. اين عزيزان و بسياري ديگر از كارشناسان و صاحبنظران رشتههاي ارتباطات و هنر و ادب و امثالهم همه بالقوه و بعضاً بالفعل، مشاورين دور و نزديك نشريه خوب «مديريت ارتباطات» هستند و لذا بهنظر ميآيد كه ذكر تكراري فهرستي از اسامي اين بزرگواران ضروري نباشد.
4- رنگ و لعاب و بهاصطلاح زرق و برق و جنس بسيار اعلا و لوكس كاغذ نشريه ذهن هر بينندهاي را نسبتاً مشوش ميسازد كه مبادا هزينههاي زيادي به گردانندگان ماهنامه تحميل شود و در اين راستا در آينده بر اثر ضرر و زيان مالي، كميت و كيفيت كار را متأثر سازد. لذا اگر امور چاپ اندكي سادهتر اما كمهزينهتر انجام شود، يقيناً از ديدگاه خوانندگان بصير و كمتوقع، نقص و كاستي تلقي نخواهد شد.
5- اختصاص تصاوير روي جلد به اشخاص در هر شماره پسنديده نيست. با تأكيد توصيه ميكنم كه لااقل متناوباً از انواع نشانههاي زيبا و چشمنواز مرتبط با دنياي ارتباطات و اطلاعات استفاده شود.
6- با ملاحظه و مطالعه بعضي از گفتوگوها و مصاحبهها طبيعي است كه در اذهان بعضي از مخاطبان پرسشهايي مطرح ميشود كه براي روشن شدن بعضي از نكات مبهم يا اشتباه، توضيحات اصلاحي يا تكميلي ضروري است. لذا بجاست كه در هر شماره نشريه از خوانندگان بويژه كارشناسان مجرب خواسته شود در صورت لزوم درباره مندرجات گفتوگوها نظريات اصلاحي خود را ارائه کنند. فيالحال و به عنوان نمونه در اينجا به چند توضيح كوتاه اشاره ميكنم:
الف: اشخاص بسياري در شمارههاي گوناگون نشريه از فصلنامه «هنر هشتم» كه از سوي وزارت ارشاد منتشر ميشد ياد كردهاند اما هيچيك درباره مفهوم و وجه تسميه عنوان «هنر هشتم» سخني نگفتهاند. با تأكيد بر اينكه آن مجله انصافاً در مجموع و بويژه در سالهاي اوليه انتشار، مقالات و مطالب عمدتاً ارزشمندی را به چاپ ميرسانيد كه ميتوانست در حوزه كاربردي و اجرايي دفاتر روابطعموميها مورد استفاده مطلوب قرار بگيرد اما گفتني است كه عنوان «هنر هشتم» بيمسمی، بيمعني و بيوجه بود. ميدانيد كه در اصطلاحات پذيرفته شده جهاني، عناصر و مفاهيمي با شماره و اعدادي مشخص معرفي و رايج شدهاند مانند عجايب هفتگانه و از جمله اصطلاح معروف هنرهاي هفتگانه كه عبارتند از نقاشي، موسيقي، معماري، مجسمهسازي، رقص، تئاتر و سينما. با اينكه رشتهها و شاخههاي هنري يقيناً از اين اعداد ذكر شده افزون است اما به هرحال اين هفت هنر در ادبيات هنري و رسانهاي بهاصطلاح جا افتاده و از آنها با اعداد يك تا هفت ياد ميشود. بديهي است كه دستكاري كردن در مصطلحات رايج جهاني و اضافه و كم كردن عددي يا واژهاي به آنها زيبنده و روانيست و بدعتي خواهد بود كه موجبات گمراهي ذهني مخاطبان را فراهم ميکند و نهايتاً هم با مقبوليت همگاني و اجماع جهاني مواجه نخواهد شد. گويا در جلسهاي كه دستاندركاران راهاندازي شماره اول نشريه ياد شده در وزارت ارشاد برگزار كرده بودند، انتخاب نام و عنوان نشريه نيز مطرح ميشود و يكي از حاضران به مجله «هنر هفتم» كه ويژه سينماست و روي میز قرار داشته اشاره كرد و از قطع و اندازه و نام آن تعريف ميكند و يكي ديگر از حاضران هم پيشنهاد ميكند حال كه سينما هنر هفتم است، نشريه جديد با محوريت مطالب روابطعمومي را «هنر هشتم» بناميم و بههمين سادگي و بدون بحث و بررسي اين عنوان انتخاب ميشود. در صورتي كه صرفنظر از تخريب حريم و قالب يك اصطلاح جهاني، اساساً حرفه روابطعمومي تكهنر نيست كه شاخصه آن يك عدد باشد، بلكه مجموعهاي از علوم و هنرهاست.
ب: در شماره 18، مدير محترم نشريه «تحقيقات روابطعمومي» در پاسخ به اين پرسش كه چرا اين نام را براي مجله انتخاب كردهايد، گفتهاند كه چون ما به تحقيق در روابطعمومي نياز داريم، اين اسم را برگزيدهام. لازم به توضيح است ضمن اينكه البته تحقيق در روابطعمومي امري ضروري است اما بهنظر ميآيد كه انتخاب اين اسم بر اثر تأثيرپذيري از عنوان مجله «تحقيقات روزنامهنگاري» نيز بوده كه اولين نشريه پربار و پژوهشی در عرصه تخصصي روزنامهنگاري در كشور بود كه بعداً فصلنامه «رسانه» جايگزين آن شد.
ج: در شماره 13 ماهنامه در بحث «چالشهاي علمي و عملي روابطعمومي» و در گفتوگوهايي كه بهعمل آمده است، چند تن از مدرسان علوم ارتباطات در دانشگاهها ضمن بيان واقعيتهايي از چگونگي حرفه و دانش روابطعمومي در روزگار ما، منكر توليد و ارائه هرگونه نظريهپردازي و تأليف بومي و ايراني در حوزه روابطعمومي شدهاند و آنچه را كه در كتابهاي مرتبط مضبوط است را يكسره ترجمهای از متون خارجي و در يك كلام وارداتي ميدانند كه البته بسياري از موارد نيز چنين است اما گويا اين عزيزان به علت كثرت مشغله آنطور که بايد همه كتابها و مقالاتي كه در حوزه كاري آنها در كشور منتشر ميشود را نميخوانند. جهت مزيد اطلاع آنان يادآوري ميكنم كه در همين دهه هفتاد و هشتاد خوشبختانه چند كتاب كه سرشار از نظريهپردازيهاي نشأت گرفته از پژوهشهاي بومي است، از سوي اندكي از صاحبنظران مجرب ايراني تأليف، چاپ و منتشر شده است و در اين كتابها تعاريف دقيق جامع منطقي تأسيسي و تأليفي از اصطلاحات مهم علوم ارتباطات و شيوهها و راهكارهاي بديع در فنون ارتباطي و روابطعمومي ارائه شده است و شگفتا در حالي كه به قرار اطلاع موثق، اخيراً اين كتابها از طرف بعضي از مراكز علمي و تحقيقي حداقل يكي از كشورهاي خارجي ترجمه شده و مضامين آنها مورد نقد و بررسي و استفادههاي آموزشي قرار گرفته است و گرچه در ايران هم به چاپهاي مكرر رسيده اما هنوز از دسترسي و ديدگاه بعضي از فعالان و كارشناسان سازمانهاي آموزشي و پژوهشي علوم ارتباطات در ايران بهدور ماندهاند.
د: در پايان اين مقال روی سخنم با همه كارشناسان و مسؤولان و فعالان رسانهاي، ارتباطي و اساتيد و دانشجويان و هركس كه بهنحوی پیامرسان بوده يا در مقام معلم و مربي پيامرساني قراردارد، است:
دوستان! اولاً ما در دنيايي بهسر ميبريم كه الزامات دهكده جهاني همه را وادار كرده تا در برقراري ارتباطات گوناگون و در مقام اطلاعرسانيها بهقول معروف از تعارف كم كرده و به مبلغ بيفزايند. بدين معني كه حتي اگر نه از روي حسن نيت، به ناگزير هم كه شده از شدت انحرافات و گزافهها و تمهيدات تبلیغی و تهییجی و آدرس غلط دادنها كاسته شده و رفتارها، مناسبات، ارتباطات و تعاملات اجتماعي رنگ و بوي صراحت و صداقت بيشتري بگيرند. ثانياً بهطور ويژه ضروري است ما ايرانيان كه از ديرينهاي درخشان و تمدن و فرهنگ و هنر و عرفان و فلسفه و بهطور خلاصه ميراثي عظيم از پاكيها، راستيها، درستيها و ازخودگذشتگيها برخورداريم، به كرامتهاي انساني و حقوق همگاني از طريق شفافسازيها و رعايت موازين اخلاقي در مناسبات رسانهاي و ارتباطي احترام گذاشته و بدانها اهتمام کنيم اما دريغا كه بايد اعتراف كنيم در جامعه ما تقريباً در همه صنوف و ردههاي سني و جنسي و مراتب اداري، علمي و... كم و بيش با صفتهاي غیراخلاقي از جمله عدم صراحت و كجروي در گفتهها و نوشتهها یا كپيبرداريهاي ناموجه و دستاندازيها و تصرفات غيرمجاز به آثار ديگران و از اين اقدامات ناپسند مواجه هستيم. نمونهاي از اين جفاهاي نوشتاري را در شماره 15 ماهنامه شاهد بوديم. يكي از فرهيختگان بنام كشور و داراي رتبه بالاي علمي كه سوابق روشن و مثبت وي در زمان تصدي و مدیریتش بر مشهورترين و معتبرترين واحدهاي اطلاعرساني زبانزد است، طرف بحث و مصاحبه با نماينده و خبرنگار مجله قرار ميگيرد و درباره يكي از عناصر و مفاهيم مهم تخصصي در علوم ارتباطات گفتوگو میکند که بدون اغراق بخش عمده و اهم سخنان ايشان در اين مصاحبه عيناً و بدون هيچ كم و اضافهاي برگرفته از مندرجات كتابي است كه از حوزه فنون ارتباطي تأليف يكي از كارشناسان نظريهپرداز ايراني است البته بدون آنكه مصاحبهشنونده گرامي منبع گفتههاي خود، يعني عنوان كتاب ذيربط و نام مؤلف آن را معرفي و ذكر كند. خواننده تصور ميكند كه لابد اين گفتهها و پاسخها همه از استنباطها و يافتههاي تجربي و ذهني ايشان است و حال غمانگيزتر آنكه در كل دو صفحهاي كه به اين گفتوگو اختصاص يافته است، تنها چند كلمه و جمله كوتاه از منابع خارجي نيز بهچشم ميخورد كه اتفاقاً در اين نقلوقولها، گويندگان و راويان خارجي آنها معرفي شدهاند، مانند «فلورودنيس و ايرونيگ جنيس» و اين يعني همان مرغ همايسه غاز است. بياييد و بياييم رو راست باشيم، اعتماد بنفس داشته باشيم، امانتدار باشيم با نگاه به درون و بضاعتهاي خودي و داشتههاي اينجايي را بشناسيم و به آنها اعتنا كنيم و محترم بدانيم و اگر از بيگانه تمنا ميكنيم، آنچه خود داريم را نيز گرامي داشته و به زبان و قلم بياوريم. ما اگر ارتباطگر و رسانهاي هستيم، بايد اخلاقي هم باشيم و بالاخره بدانيم كه رفتارهاي ما بزگترها الگوها و آموزههاي نسلي است كه ميخواهد سربلند و شريف باشد.
شواهد حاکي از آن است که گردش خون در اندامهاي موجودي به نام ارتباطات در ايران دچار مشکلاتي است که حتي ممکن است بتوان حدس زد ارتباطات ما در حال حرکت به سوي بيماري بوده يا بيمار است. در واقع سايه بيماري ارتباطی بر سر حکومت به معنای عام آن تا نهادهای تخصصی ارتباطات (انواع رسانهها، فنآوريهاي نوين اطلاعاتي-ارتباطي، روابطعمومیها، تبلیغات و...) و مردم مشاهده میشود. در اين شرايط تنها راه صحيح آن است که دلایل و عواقبش را باید پزشک متخصص تشخیص دهد و درمانش را هم بايد از او طلب کرد.
اجازه دهید روشنتر بگویم: اگر دکتر محمدحسین ماندگار، فوق تخصص جراحي قلب ايران را در حوزه قلب داريم، بايد مشابهش را در حوزه ارتباطات ايران پیدا کنيم و بيمار يا مشکوک به بيماری را به او بسپاريم. بايد علاوه بر تشخیص به او اجازه دهيم که راههای درمان را با مشورت همکارانش شناسایی و شیوههای درمان و داروی مورد نیاز را تجویز کند. آيا تا کنون اینگونه عمل کردهايم؟ بیمارمان را نزد پزشک حاذق بردهایم یا فقط از سر «اعتماد بهنفس افراطي» و بر اساس دانستههای خود، آن هم به صورت آزمون و خطا، دارو تجویز کردهایم؟
شواهد آنچه در حال حاضر در حوزه ارتباطات جامعه ايران ميگذرد مؤید آنست که غیرمتخصصها نسخه نوشتهاند و به نظر میرسد تا قصه پر غصه دخالتهاي سلیقهای مدیریتی و عدم توجه به مطالعات کارشناسی -چه در سطح وضع قوانین رسانهاي و چه در سطح تصمیمگیریها– ادامه يابد، وضع بدتر و بیمار، نحیفتر میشود. خطاست اگر بیمار ارتباطات را نزد استادان ارتباطات نبریم، به شناختشان احترام نگذاریم و به تجویزشان عمل نکنیم.