در سال‌های اخیر تلاش‌های زیادی شده و می‌شود ولی به‌طور کلی من می‌توانم بگویم هنوز ما در ابتدای راه هستیم و بویژه جدایی بین رشته‌های مدیریت و ارتباطات کاملاً محسوس و ملموس است و برخلاف کشورهای پیشرفته صنعتی غربی که از این دو در کنار هم خوب بهره‌برداری می‌کنند، در ایران اینها تقریباً به صورت جدا در نظر گرفته شده‌اند. شاید یک بخش عمده کار هم برگردد به پیشینه این دو رشته. این استاد دانشگاه در پاسخ به سؤوال خبرنگار مدیریت ارتباطات که پرسیده: بفرمایید موضوع توانمندسازی در علوم مدیریت و ارتباطات چه جایگاهی دارد و به‌طور کلی چه مفهومی از آن در ذهن متبادر می‌شود؟ پاسخ داده: توانمندسازی یعنی ایجاد شرایط مناسبی که افراد بتوانند توانایی‌های خودشان را آن‌طور که بالقوه هست، به بالفعل تبدیل کنند. به تعبیری دیگر، من می‌گویم توانمندسازی ایجاد سازوکارهایی است که انسان‌ها بتوانند هستی خویش را به راستی برسانند. یعنی اگر ما هر انسانی را یک هست و موجود بدانیم، این موجود می‌خواهد همیشه خودش را به اثبات برساند و آن چیزی را که در درون دارد و آن توانایی‌هایی را که در وجودش دارد، به منصه ظهور برساند. منتها متأسفانه همیشه در اجتماعات سازوکارهایی شکل می‌گیرد که این سازوکارها مانع می‌شوند این اتفاق رخ بدهد. در توانمندسازی در ابعاد مختلف ارتباطات و مدیریت تلاش می‌کنیم بیاییم این مسائل را مورد توجه قرار بدهیم و کاری کنیم که افراد بتوانند خودشان را کاملاً عرضه کنند و نشان بدهند و موانع اجتماعی یا فرهنگی که ممکن است فرا راه آنها قرار بگیرد را کمتر کنیم یا اصلاً بتوانیم از سر راه برداریم تا فرد بتواند خودش را کاملاً بروز بدهد. بنابراین تلاش‌هایی که دانش مدیریت و ارتباطات می‌کنند این است که یک شناخت عمیق و دقیق از جامعه و انسان‌ها پیدا کنند و بعد بگویند چگونه می‌توانیم با ایجاد سازوکارهای مناسب این انسان‌ها را در این جامعه به خصوص توانا کرده و از آنها کارهای بیشتری را طلب کنیم.

پروفسورفرهنگی در خصوص رابطه توانمندسازی با موضوع توسعه انسانی نیز اشاره کرده: رابطه خیلی زیادی دارد. اصلاً شاید بتوانیم بگوییم توسعه انسانی بخش عمده‌اش به توانمندسازی کشیده می‌شود. از دهه 1990 سازمان ملل متحد معیارهای توسعه را روی معیارهای انسانی گذاشت. همه این معیارها در نهایت کانالیزه می‌شد به سمتی که فرد توانایی پیدا کند خودش را به درستی نشان دهد و توانایی بالقوه خودش را به بالفعل تبدیل کند. مسأله‌ای که در اکثر کشوهای جهان سوم وجود داشت و هنوز هم همین است اینکه به صورت بالقوه نیروهای زیادی وجود دارد اما به علت موانعی که پیش روست، این نیروها را نمی‌توانیم به بالفعل تبدیل کنیم و این موانع و عوامل بازدارنده در واقع همان عواملی هستند که توسعه را برای ما تا حد زیادی دشوار می‌کنند. پس برای اینکه این اتفاق نیافتد و ما بتوانیم توانمندی‌های افراد را از بالقوه به بالفعل تبدیل کنیم، ناچار خواهیم بود به اصول توانمندسازی توجه کنیم و نهایتاً وقتی این مفاهیم از دهه 1990 می‌آید و در سازمان ملل متحد مطرح می‌شود، سمینارهای مختلفی پیرامونش گذاشته می‌شود و می‌بینیم که کشورهای جهان سوم تلاش می‌کنند بیایند به اشکال مختلف توانایی‌های شهروندان خوشان را مورد شناسایی قرار بدهند و آنها را از قوه به فعل در بیاورند.

متن کامل این گفت‌وگو در چهاردهمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. این ماهنامه با مطالب متنوعی در حوزه جنگ نرم، آداب سخنگویی در وزارت امورخارجه، آسیب‌شناسی همایش‌ها، کنفرانس‌ها و سمپوزیوم‌های حوزه روابط‌عمومی کشور، اقتصاد هنر و جامعه اطلاعاتی از روز اول تیرماه بر روی پیشخوان مطبوعات قرار دارد.

توانمندسازی، پیام‌آور توسعه و بالندگی موضوع اصلی پرونده جامعه اطلاعاتی این شماره از ماهنامه مدیریت ارتباطات است که در آن گفتارها و نشتارهایی از دکتر علی‌اکبر فرهنگی، مهندس محمد حسن امامی، دکتر یزدان منصوریان و مهندس سعید رضا مؤمنی منتشر شده است.

امکان اشتراک اینترنتی این ماهنامه نیز از طریق سایت www.cmmagazine.ir  فراهم است