هرگز نمي‌پذيرم كه روابط‌عمومی در ايران دچار رکود شده است

                                   

ما چه بر ادبیات نظری روابط عمومی افزوده‌ایم؟ پاسخ بر اساس جایگاه پاسخ‌دهنده می‌تواند متفاوت باشد. اساتید، دانشجویان، مدیران روابط‌عمومی، محققان و حتی مدیران سازمان و سیاستمداران هر یک بر اساس جایگاه خود و شرایطی که در آن قرار گرفته‌اند به این سؤال پاسخ می‌دهند. گفت‌وگوي ماهنامه مديريت ارتباطات- شماره سيزدهم- با مهدخت بروجردی، عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی طرح مسأله‌ای است نسبت به آنچه برخی رکود و به بن‌بست رسیدن روابط‌عمومی می‌دانند و پاسخ‌هایی که دیدگاه‌هایش را دربارۀ بخش‌های نظری و عملی روابط‌عمومی روشن‌تر خواهد کرد. او معتقد است در ایران نه در روابط‌عمومی و نه در هیچ‌کدام از حوزه‌های علوم انسانی  هنوز وارد بحث نظریه‌سازی نشده‌ایم.

اين استاد دانشگاه، با تأكيد بر اين كه نياز به مشاوره روابط‌عمومي هر لحظه بيشتر مي‌شود مي‌گويد:ما مضرات نداشتن روابط‌عمومی خوب را شاهد هستیم، من هرگز نمی‌توانم بپذیرم روابط‌عمومی دچار رکود یا یک نوع انحطاط شده است. علم روابط‌عمومی علمی است که اتفاقاً این روزها بیشتر ضرورت وجودی خودش را به ما نشان می‌دهد. جملۀ قشنگی وجود دارد که می‌گوید مدیران از نداشتن روابط‌عمومی خوب خیلی ضربه خوردند و روز به روز بیشتر احساس می‌کنند که به یک روابط‌عمومی خوب نیاز دارند. پس من در پاسخ سؤال شما می‌توانم با قاطعیت بگویم که شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ما به‌گونه‌ای است که نه تنها اهمیت روابط‌عمومی کم نشده است بلکه خیلی خیلی بیشتر هم شده است ولی در حوزۀ نظریه‌پردازی می‌توانیم بگوییم که تقریباً ما در ایران نه در حوزه روابط‌عمومی و نه در هیچ کدام از حوزه‌های علوم انسانی هنوز وارد بحث نظریه‌سازی نشده‌ایم. پس این کاستی فقط مختص علم روابط‌عمومی نیست.

وي ادامه مي‌دهد: نظریه‌های غربی عمدتاً به درد ایران نمی‌خورند. نظریه‌های روابط‌عمومی که عمدتاً از غرب به ایران آمده‌اند و در کتاب‌ها چاپ شده‌اند، به نظرم با حال و هوای ارزشی ما کیلومترها فاصله دارند.

 دكتر بروجردي از نظريه «توجيه» مثال مي‌زند و مي‌گويد: مثلاً نظریه «توجیه» که معتقد است اگر شکاف مشروعیتی در سازمان پدید بیاید، روابط‌عمومی باید به هر نوعی شکاف مشروعیت را رفع کرده و کاستی‌های سازمان را توجیه کند و در این راه می‌تواند قربانی کند، می‌تواند حادثه‌سازی کند، می تواند مسأله را کوچک بشمارد و از هر ترفندی استفاده کند برای اینکه مشروعیت سازمان زیر سؤال نرود.

اين استاد دانشگاه كه خود زماني مديركل وابط‌عمومي وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري نيز بوده است در زمينه بكارگيري روابط‌عمومي‌هاي ايراني از اين نظريه مي گويد: خیلی از این ترفندها در ایران انجام می‌شود، منتها این را بپذیریم که عالمانه، عامدانه و براساس مبانی تئوریک نیست بلکه ناخودآگاه و براساس شم روابط‌عمومی است اما براساس مبانی نظری ممکن است خیلی از کسانی که از این تکنیک‌ها و راهبردها استفاده می‌کنند، از نظریه‌ها الزاماً اطلاعاتی نداشته باشند. حوزۀ نظریه‌پردازی در روابط‌عمومی را قبول دارم ضعیف است ولی این ضعف را به حساب شرایط خاص کار روابط‌عمومی در ایران می‌گذاریم که تابعی از متغیر مدیریت است.

 متن كامل اين گفت‌گو در سيزدهمين شماره ماهنامه مديريت ارتباطات منتشر شده است.